چکیده مقاله
انسان شرقی به موجب فرهنگ متعالی، تعلقش به دنیا نسبی است درهمین راستا، غرب همواره جویای بیرون شدن و شرق، طالب فرورفتن و ژرفا بوده و واقعیت خارجی، انسان غربی را عمیق تر در چنگ خود می گیرد لذا در شرق، تخیل و تعقل هرگز بدان شکل در مقابل یکدیگر رخ نمی نماید اندیشمندانی چون فارابی، ابن سینا، غزالی، ابن عربی و سهروردی درباره خیال، قوه متخیله، توهم و استیلای آن بر فرهنگ زیستی، مباحث ارزشمندی را تقریرکرده اند تخیل در نزد انان، سنخیتی با فانتزی و تصاویر غیرحقیقی ندارد بلکه به عملکرد کاملا بنیادین و متناسب با جهانی مربوط می شود که برای وجودی کاملا عینی در نظر گرفته شده و عضو دریافت محسوب می گردد از سه سطح جغرافیای هستی یعنی محسوسات، مجردات و مثالیات، عوالم دوگانه محسوسات و مجردات در اغلب باورها قطعیت دارند اما در تفکر شرق، عالم مثالیات است که موجب ارتباط این دو عالم شده و تخیل، یگانه عنصری است که انسان را در دریافت و کشف این عالم رهنمون می سازد در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته، با بررسی اندیشه متفکران نامدار در باب صورت های عالم خیال و ماده، تلاش شده است که مصادیق این اندیشه ورزی در تاملات فرهنگی و ساختار زیستی انسان، بازشناسی شده و بر این نتیجه صحه بگذارد، همانطور که وجود انسانی، بدون حواس پنچگانه قادر به دریافت جهان محسوسات نیست، بدون صور تخیل نیز، عالم مثالیات دست نیافتنی و ابتر باقی می ماند نتایج پژوهش حاکی است که در فرهنگ و حکمت، با دنیایی دو وجهی روبه رو هستیم که نسبت به بالاتر از خودش، عدمی و نسبت به پایین تر از خودش، وجودی است طبق این نظرگاه، خیال، ترکیب صور می کند و قدرت قوه متخیله، ترکیبتنظیر که اجازه می دهد خلاقیت و آفرینندگی در فرد بروز نماید
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�عبانی، مهناز،1398،بررسی عنصر تخیل در آراء اندیشه ورزان شرقی و تاثیر آن بر تاملات فرهنگ،چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ22 اسفند 1398