چکیده مقاله
خروج از عادت و آوردن خلاف عادت در حیطه ی ادبیات نیز مثل بسیاری از جنبه ها و معارف انسانی، بخصوص وقتی که زمینه بروز و پذیرش آن مهیا نشده است، کار نصابغ است حافظ یکی از کسانی بود که با خوروج از عادت های هنری و معنایی مخاطبان توانست خصد را از مقام یک مقلد سعدی خارج کند و منشا جریانی شود که خصد مقلدان بسیار یافت حافظ عادت ستیز در تعریف شخصیت های شعری به نوعی وارد حصزه ی سجایانویسی، رساله ی تعریفات و تیپ سازی رندانه می شود عناوینی را به نمایندگی از طبقات به خصوصی از جامعه برمی گزیند و با معرفی و شرح و بسط جایگاه، صفات و احصال آن ها به گونه ای طنزآمیز، تصویر خلاف عادتی را ارائه می دهد ضعف ها و سستی های آنوان را برجسته می سازد و از زاو یه ی دید و نگرشی ویژه، فرهنگ واژهای نهانی و حافظانه را مدون می سازد این مقاله با هدف بررسی عادت ستیزی در شخصیت پردازی حافظ به نگارش درآمده است روش کار به شیوه ی توصیفی – تحلیلی است سوال اصولی تحقیق این است که حافظ در شخصیت پردازی دیوان خود چه عادت ستیزی های داشته است
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ایسته، کیمیا،1398،حافظ و عادت ستیزی در شخصیت پردازی،چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ22 اسفند 1398