چکیده مقاله
عشق اساسی ترین و مهمترین ودیعه ای الهی است که بنیاد هستی بر آن بنا شده و در ذات فطری انسان ها عجین گشته وسبب می شود پیوسته به دنبال معشوق حقیقی باشد شمس الدین تبریزی 582 _ 645 صوفی گرانقدر سده ی هفتم، به سببسوز عشقی که در دل دارد مقامات تبتل را تا فنا پشت سر می نهد تا خود را محو صفات عالیه ی محبوب ذات اقدس الهی نماید پژوهش حاضر با هدف بررسی وجوه به ظاهر منفی معشوق و بیان آنها به روش توصیفی _ تحلیلی و با استفاده ازتکنیک تحلیل محتوا و شیوه سندکاوی بنیادی برمبنای سبک شناسی آماری کلیات شمس، مورد تحقیق و مطالعه قرار گرفتهاست و نتایج بیانگرآنست که: 1 دل عاشق مملو از صفات معشوق است که شمس هر پدیدهای را جلوه ای از وجود او می داند وبرای تجسمش از مفاهیم ملموس کمک می گیرد 2 او از جهانی سخن می گوید که درک حقایق پیچیده و سر به مهر آن باحس و عقل ممکن نیست و تنها با عبارات رمزگونه آنها را بیان می کند 3 در فرهنگ عشق بازی مولانا، شرح معشوق، شرح سرحضرت حق است و جامع اوصاف مخالف به نحوی که او را در بین صفاتش متحیر می سازد تا نداند به کدام صفت معشوق را بشناسد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نصری حسنی، منیره و روستا، امید،1399،بررسی اوصاف به ظاهر منفی معشوق در کلیات شمس،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 تیر 1399