چکیده مقاله
این پژوهش می کوشد با مطالعه رمان در کشوری دیگراز سپوژمی زریاب روشن کند که مهاجر در سرزمین دیگری تا چه اندازهدچار چالش هویتی می شود و برای دفاع و تثبیت از هویت خود چه سازوکار فرهنگی را به کار می بندد برای رسیدن به این منظوراز مبانی نظری مطالعات فرهنگی به ویژه نظریه سپهر نشانه ای یوری لوتمان به روش توصیفی تحلیلی سود می جوید راوی رمان هیچتمایلی به فرهنگ میزبان ندارد و میزبان نیز تلاشی برای همانندسازی مهاجر نمی کند راوی در سراسر متن از هویتی یکپارچه وهمگون برخوردار است دیگری های شخصیت شرقی داستان در دو دسته کلی جای می گیرد: دیگری های دور و دیگری هاینزدیک مردم شهر بزانسون و همسایگان راوی در دسته اول قرار می گیرند و سیمون فانژلیک و پسرش، پاسکال، در دسته دوم جای دارند از بین دیگری های راوی تنها پاسکال است که با راوی وارد مکالمه فرهنگی می شود و سبب می شود رابطه دیالکتیک فرهنگیصورت گیرد در رمان، نام داشتن هم ردیف با هویت نشسته است و میزبان با یادآوری و تکرار نام خود سعی بر اثبات وجود خود از طریق مهاجر دارد، اما میزبان در سراسر متن نامی از راوی نمیبرد و این بدان معناست که هویتی برای شخصیت شرقی داستان قائل نیست و راوی را با کلماتی مانند بیگانه ، خارجی ، جهان سومی و همسایه پایین ، ارجاع می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�سینی، مریم و موسوی، ام فروه،1399،تثبیت هویت فرهنگی خود در سرزمین میزبان در رمان در کشوری دیگر،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 تیر 1399