چکیده مقاله
عبدالقادر بیدل دهلوی و عبدالغنی النابلسی از شاعران عارف مسلک نیمه دوم قرن یازدهم و نیمه اول قرن دوازدهمهستند هر دو از شیفتگان اندیشه وحدت وجود ابن عربی هستند و این اندیشه را در آثار منظوم و منثور خود تبیینکرده اند علاوه بر این هر دو شاعر از کودکی متاثر از شرایط خانوادگی و اعتقادی مشابهی بوده اند مجموع این عواملموجب شده تا نگرش و جهان بینی این دو شاعر و عارف بزرگ شباهت های قابل توجهی داشته باشند نظریه وحدت وجود از مهمترین مباحثی است که از دیرباز در عرفان مطرح بوده است، اما قرعه اتمام و تکامل آن به نامابن عربی خورده است نوشتار حاضر اشعار مبتنی بر وحدت وجود این دو شاعر را با روش توصیفی تحلیلی مورد بررسیو مقایسه قرار داده و وجوه شباهت اشعار آنها در بیان جنبه های مختلف مضمون وحدت وجود را بیان می کند هر دوشاعر معتقد به یک حقیقت واحد هستند و سایر موجودات را تجلی آن یک وجود واحد می دانند تجلی خداوند درموجودات، وحدت ادیان، پارادوکس هایی همچون فنا و بقا، حق و باطل، ظاهر و باطن و استفاده از تمثیل های مشابه ازبرجسته ترین موضوعات مشترکی هستند که در اشعار وحدت وجودی بیدل و نابلسی طرح و تبیین شده اند البته نابلسیدیدگاه برخی از متصوفه که در شطحیات خود همانند حلاج ندای انا الحق را سر داده اند، را رد کرده و آن را متضاد بااندیشه وحدت وجود می داند اما بیدل این دیدگاه را پذیرفته و همانند حلاج ندای انا العشق را سر داده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�لهی، فروغ،1399،تحلیل مقایسه ای وحدت وجود در شعر بیدل دهلوی وعبدالغنی النابلسی،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 تیر 1399