چکیده مقاله
در آثار عرفانی منظوم در ادب فارسی، معمولا کلمات معنای اصطلاحی پیدا می کنند این اصطلاحات به صورت معناداریپیوستگی با چگونگی اندیشه شاعر عارف دارند، به نحوی که تنها پس از آشنایی با نوع نگرش عرفانی شاعر می توان به کنه کلاماو و منظور وی از آن کلمه خاص پی برد بدین طریق می توان با مقایسه میان منظور شعرای عارف از کاربرد کلمه ای در معنایاصطلاحی، به نوعی، اندیشه ایشان را با یکدیگر قیاس و وجوه شباهت و تفاوت آن را معلوم کرد در این پژوهش که داده هایکتابخانه ای آن با روش تحلیل، توصیف و مقایسه بررسی می شود، تلاش شده است تا مفاهیم اصطلاحی کلمه نور و مترادفات آن، در اندیشه باباافضل کاشانی و شیخ محمود شبستری مقایسه، و وجوه تشابه و تمایز آن معلوم گردد مبتنی بر انگاره وحدت وجود، نور در هر دو منبع، تنها روشنی بخش خلقت است و دل انسان محل تعقل و عقل تنها مظهر و انعکاس دهنده نور حق است و برای رسیدن به چنین مقامی که در آن دل انسان به واسطه عقلی که در آن است، آینه ای برای انعکاس نور خداوندیشود، لازم است تا انسان از خودبینی و خودرایی عبور و بکلی از انانیت نفس تهی شود در بیانات این دو شاعر عارف مسلکاختلافات ظاهریای نیز وجود دارد و از جمله این که باباافضل مستقیما عقل را مورد عنایت قرار داده است، حال آنکه شبستریحساب کار آن گروه موسوم به عقل گرایان که تصورات خویش را به جای تعقل و تفکر پنداشته اند، از تعقل واقعی جدا می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گلوی، لیلا و نصرتی، مهرداد،1399،جستجوی نور بابا افضل کاشانی در گلشن راز شبستری،پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ25 تیر 1399