چکیده مقاله
مثنوی مولوی سرشار از قصه های تعلیمی و داستان های حکمت آموزیست که ارتباط چشمگیری با مفاهیم روانشناسی دارد در پژوهش حاضر نویسنده کوشیده است، تا موضوع اهمال کاری را درداستان شیر و نخجیران دفتراول مثنوی براساس نظریه آلبرت الیس مورد نقد و واکاویی قراردهند و نکات مشترک و زمینه های این رفتارغیرمنطقی و شیوه برخورد با این مشکل و نابسامانی را بررسی و پیامدهای این داستان را برسلامت روان کودکان مورد نقد قراردهند روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است یافته های پژوهش نشان می دهدکه نظریه رفتاردرمانی عقلانی – هیجانی الیس قبل ازآنکه یک مدل روان درمانی از نوع پزشکی باشد، یک مدل تربیتی است و به کمک آن، کودکان به نتایج روان شناختی مهمی دست یافته و می توانند به تصورات هیجانی که منتهی به باورهای غیرمنطقی می گردد، غلبه نمایند همچنین برای توفیق و غلبه بر اهمال کاری، مولانا و الیس هر دو مسیری مشترک و هدفی واحد را درنظر دارند هردوی آنان افراد را تشویق می کنند تا احساسات مثبت را جایگزین احساسات مخرب و منفی کنند و ایده های منطقی را به جای باورهای غیر منطقی بنشانند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نجات، سیده اسماء،1400،بررسی حکایت شیر و نخجیران مثنوی و اثربخشی آن بر سلامت روان و تربیت کودکان (بر اساس نظریه درمانگری آلبرت الیس)،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ29 بهمن 1400