چکیده مقاله
داستان سیاوش، داستانی پرآب و رنگ است که در هر دو شاهنامه فردوسی و شاهنامه کردی نقل گردیده است در هر دو اثر، سیر داستانی و توالی روایت، حادثه ای و گذرا است چهره ها و رخدادها در هر دو روایت با هم تشابهاتی دارند اما در نوع اتفاقات و عملکرد چهره ها تفاوت های آشکاری هم نمایان است که قابل توجه و تامل هستند سیاوش به عنوان چهره برتر داستان، عملکردی آرمانی و معنوی دارد که اوج آن پذیرش خطر مرگ و به میانه آتش رفتن است، او را می توانیم معنویترین شخصیت حماسی در تاریخ حماسه ایرانی به حساب آوریم که در کنار صفات پهلوانی، مزین به اخلاق معنوی هم هست در این مقاله سعی شده است سیر اتفاقات مهم داستان سیاوش در هر دو شاهنامه فردوسی و کردی براساس سنجش موردی بررسی شود و تشابهات و تفاوت ها بیان گردد روایت فردوسی، براساس تقابل دو خط موازی بین عناصر خوب و بد، اهورا و اهریمن، ایران و توران و ، که متاثر از ثنویت زردشتی است، می باشد، اما روایت در شاهنامه کردی، تعاملی است یعنی در بین عناصر خوب و بد و متضاد نزدیکی و قرابت های مشاهده می شود، داستان سیاوش چه به روایت فردوسی و چه شاهنامه کردی، جدا از جلوه های زیبای حماسی که دارد، بیانگر جدال همیشگی نیروهای اهورایی با نیروهای اهریمنی نیز هست
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نقشبندی، سید ایوب و نقشبندی، سید اهورا،1400،داستان سیاوش در دو روایت،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ29 بهمن 1400