چکیده مقاله
به اعتقاد منتقدان اجتماعی، هنرمندان در خلا فکری به خلق اثر نمی پردازند؛ حتی آثاری که نتیجه انزوای شخصی هنرمند است، تحت تاثیر کل عقاید سیاسی، اجتماعی، فلسفی و مذهبی وی قرار گرفته است از این رو نقد جامعه شناسانه یک اثر به کشف جهان بینی خالق اثر می انجامد که متاثر از آگاهی های طبقاتی و اجتماعی است؛ و در نهایت دوره ای از تاریخ و فرهنگ و شرایط اجتماعی و جهان بینی حاکم بر جامعه آن روزگار را ترسیم می کند در این پژوهش با در نظر گرفتن اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر نویسنده و تحلیل داده ها، به نقد جامعه شناختی داستان هجرت سلیمان اثر محمود دولت آبادی پرداخته شده است تحلیل جامعه شناسانه این اثر به منظور واکاوی دیدگاه های دولت آبادی و کشف جهان بینی او است که خود متاثر از دانش خویش و تاثیرپذیریاش از ساختار طبقاتی زمانه بوده است این نوشتار که نتیجه بازخوانی انتقادی داستان هجرت سلیمان و تحلیل جامعه شناختی آن است، با بهره گیری از شیوه استقرایی تحلیلی ضمن بررسی جامعه شناسی تکوینی و موضوعی براساس نظریه های گلدمن و لوکاچ به جهان بینی دولت آبادی نیز می پردازد دستاوردهای پژوهش گویای این است که دولت آبادی نگاهی ویژه و بسیار عمیق به مسائل اجتماعی اعم از زندگی شهری، روستایی و حتی عشایری دارد زن، فقر، اعتیاد، ریاکاری و بی مسئولیتی افراد در قبال یکدیگر از جمله مولفه هایی است که دولت آبادی در این اثر بدان پرداخته است؛ اما جایگاه و موقعیت زن، بیش از دیگر عناصر مورد توجه نویسنده بوده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کلانتری خاندانی، عزت اله و خالقی، حسین،1400،نقد جامعه شناسانه داستان "هجرت سلیمان"،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ29 بهمن 1400