چکیده مقاله
ادبیات کودک و نوجوان گون هی نوظهور ادبی است که در قرن حاضر به عنوان یک نحله ی مستقل ادبی مطرح شده است ونویسندگان و شاعران این گونه ی ادبی، تلاش می کنند آثاری را خلق کنند که از نظر زبان، اندیشه و محتوا، متناسب باروحیات، درک و دریافت مخاطبان کم سن و سالشان باشد تنوع، جذابیت و گیرایی، شاد و مفرح بودن و آموزشغیرمستقیم و پرورش خلاقیت، نمونه هایی از الزامات این آثار به شمار می رود یکی از عناصری که می تواند در پدیدآوردناین الزامات موثر باشد، طنز است محمدرضا یوسفی از جمله داستان نویسانی است که آثار فراوانی در حیطه ی ادبیاتکودک ونوجوان پدید آورده است و هرچند که به عنوان طنزپرداز شناخته نمی شود اما برخی آثار او از عناصر طنزآمیز خالی نیست این تحقیق به شیوه ی تحلیل محتوا صورت گرفته و به بررسی و تحلیل شیوه های طنزپردازی در دو داستان «اگر بچه رستم بودم» و «شازده کرگدن» پرداخته است بر اساس نتایج تحقیق، یوسفی در این داستان ها، از سازوکارهای مختلف ایجاد طنز مانند اغراق، اسلوب حکیم، تجاهل العارف، جابه جایی نقش ها و بهره برده است که بیشتر آنها مبتنی بر کاربردزبان بوده اند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مان پور، رقیه و صفری، جهانگیر،1401،نگاهی به مولفه های طنزپردازی در دو اثر از محمدرضا یوسفی،دوازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دوازدهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ16 تیر 1401