چکیده مقاله
عشق در کنار واژگانی چون تولد،زندگی ،مرگ،واژه ای پر بسآمد در ادبیات، روانشناسی می باشد ریشه عشق به لحاظ اتیمولوژی ایشگ می رسد و ریشه ای هند و اروپایی دارد و در خانواده زبان های ترکیک ،شاخه ترکی آذری نیز حضور دارد و معنای خواستن و آرزو دارد، همان عشق است که در زبان عربی شکلی اینچنین به لحاظ نوشتاری به خود گرفته است دیدگاه های مارکسیتی و سیاست زدگان نظام های سرمایه داری سعی بر آن دارند تا از این مهم ،برای فریب و اهداف خویش سودجویی نمایند عشق ، درنظریات فروم ، یکی از تمنیات بسیار مهم بشری است ؛و پاسخی به مشکل هستی انسان است در ادبیات عرفانی پروردگار می گوید: اگرعشق نبود،دست به آفرینش نمی زدم فروید آن را گاه لیبیدو عشق جنسی و گاه انتخاب مطلوب و یا رانش اروس می خواند کتاب»هپتامرون«نوشته است ، برای اینکه یک زن بتواند با شرافت و افتخار عشق ورزد باید از خداوند کمک بخواهد تا هنوز مکاتب و افرادروانشناس سوای موفقیت های بزرگ در عرصه ی روان و درمان آن ،متاسفانه شاید بنا بر دلایلی مذهبی ،عشق را به صورت آزمایشگاهی تحلیل ننموده اند عشق افلاطونی ، یا مدل سقراطی هریک تعریف و طرفدارانی دارند شوپنهاور کل عاشق پیشگی را ریشه در تکانه های جنسی می داند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
یوسفی، رامین و آقایی سروخیل، مریم،1401،بررسی موردی عشق در روانشناسی،سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات سیزدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ17 آذر 1401