چکیده مقاله
زبان شعر بیدل در غزل ویژگی های منحصر به فردی دارد طرز خاص بیدل در سخن سرایی و منطقهزیستی وی سبب شده است در انتخاب واژه ها و شیوه های نحوی متفاوت باشد در این پژوهش معنا و منظور مفهوم آشفتگی، در ساخت نحوی غزل بیدل بررسی شده است در باورذهنی بیدل، آشفتگی همان نظم است و این امر در بیان پارادوکسی اکثر ابیات مشخص است برایتبیین باور خود درمورد آشفتگی و تصویر آن برای مخاطب، از کنش گفتار ادعایی representative speech act و ساختار نحوی اسنادی سود برده است همچنان برای شرح احوال ذهنی، گزارش حالات شخصی و حدیث نفس از کنش گفتار توصیفی expressive speech act مستفید شده است از کنش گفتار ترغیبی directive speech act، کم استفاده شده است، این یعنی بیدل در پی تعلیم نیست، فقط با تصویر نمودن دنیای درونی خود با مخاطب سخنمی گوید شاعر با تشبیه مفهوم آشفتگی به پدیده های عینی، ذهنیت متفاوت خود را برای مخاطب ملموس تر وقابل فهم تر می سازد تناسب در این ابیات سبب ایجاد مضمون و انسجام در متن گردیده است همچنانمبنایی برای ایجاد ترفندهای ادبی دیگر و تبیین هرچه بیشتر معنا و منظور نویسنده شده است تمثیلسبب وضوح معنا گردیده است و از سوی دیگر وجود تناسب و تمثیل در مدلول ها، ساختار بلاغی سخنرا تودرتو نموده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ریف، مریم و فقیه ملک مرزبان، نسرین،1402،اشفتگی؛ در غزل بیدل براساس نظریه کنش های گفتاری سرل،هفدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفدهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ1 دی 1402