چکیده مقاله
مسئله تبیین حرکت تاریخ و نحوه تعامل اراده انسانی با مشیت الهی، همواره از چالش های بنیادین فلسفه تاریخ و کلام اسلامی بوده است در حالی که حکمت متعالیه ملاصدرا با طرح «حرکت جوهری»، پویایی ذاتی عالم ماده را اثبات می کند، فقدان یک مدل «هندسی» و «جامعه شناختی» که بتواند جایگاه جوامع را در مختصات تاریخ توحیدی ترسیم کند، احساس می شود این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، نظریه نوین «توحید پیچشی» Helical Tawhid را معرفی و نسبت آن را با مبانی هستی شناختی صدرایی می سنجد یافته ها نشان می دهد که برخلاف نگرش «خطی» مدرنیته یا نگرش «دوری» سنت گرایان، توحید پیچشی تاریخ را به مثابه یک «مارپیچ طلایی» در فضای دوبعدی «زمان تاریخی» محور X و «قضا و قدر الهی» محور Y ترسیم می کند در این مدل، انسان ها در مواجهه با مرکز ثقل توحید انسان کامل ، در سه وضعیت تعالی، تنزل یا ثبات چرخشی قرار می گیرند نتایج پژوهش حاکی از آن است که نظریه توحید پیچشی، در واقع «هندسه اجتماعی» حرکت جوهری است؛ جایی که «کرم چاله های اجتماعی» و بحران ها، نه نقاط گسست، بلکه نقاط عطف Turning Points برای تغییر شعاع و ارتفاع مارپیچ به سوی غایت نهایی ظهور هستند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ضایی، سیدسجاد و صدایی، رقیه،1404،تحلیل تطبیقی نظریه «توحید پیچشی» و «حرکت جوهری» ملاصدرا: تبیین هندسی-جامعه شناختی سیرورت تاریخی از حضرت آدم(ع) تا عصر ظهور،اولین کنفرانس بین المللی افق های نوین در مدیریت، تجارت، اقتصاد و علوم انسان�
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی افق های نوین در مدیریت، تجارت، اقتصاد و علوم انسانی10 آذر 1404