چکیده مقاله
کهن الگوها Archetypes به عنوان ساختارهای بنیادین و جهان شمول روان انسانی، نقشی اساسی در شکل گیری رفتار، تجربه و روایت های فرهنگی ایفا می کنند این مفهوم نخستین بار توسط کارل گوستاو یونگ مطرح شد؛ او کهن الگوها را الگوهای پیشینی و موروثی ذهن دانست که در ناخودآگاه جمعی انسان ها جای دارند و در قالب تصاویر، اسطوره ها و نمادهای تکرارشونده در سراسر تاریخ و فرهنگ ها ظهور می یابند روانشناسان بعدی مانند اریک نیومن، ماری لوئیز فون، فرانتس جوزف کمپل و جیمز هیلمن هر یک با گسترش این نظریه تلاش کردند نقش کهن الگوها را در تحولات روانی، رشد فردی، اسطوره شناسی و نظام های معنایی توضیح دهند امروزه کاربرد مفهوم کهن الگوها تنها به روانشناسی تحلیلی محدود نیست؛ بلکه در حوزه های انسان شناسی، ادبیات، نقد هنری، مطالعات فرهنگی و حتی بازاریابی و طراحی شخصیت نیز به عنوان چارچوبی برای تحلیل الگوهای تکرارشونده تجربه انسانی به کار می رود این مقاله با بررسی دیدگاه های اصلی روانشناختی درباره کهن الگوها به تحلیل جایگاه آنها در فهم ساختار ذهن، فرآیند فردیت یابی و ارتباط میان اسطوره و روان می پردازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ستمی، فاطمه و سپهر، هستی و بیگلی، فرشته،1404،نقش کهن الگوها در معماری سنتی ایران،هشتمین کنفرانس بین المللی دستاوردهای خلاقانه معماری، شهرسازی، عمران و محیط زیست در توسعه پایدار خاورمیانه،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی دستاوردهای خلاقانه معماری، شهرسازی، عمران و محیط زیست در توسعه پایدار خاورمیانه30 آبان 1404 · مشهد