چکیده مقاله
تحولات جمعیتی و تغییرات ساختاری خانواده ها همراه با افزایش شمار خانوارهای تک نفره و کاهش تعداد اعضای خانوارها الگوهای متداول طراحی مسکن را با چالش های جدی مواجه کرده است واحدهای بزرگ و منفک، که در گذشته پاسخگوی نیازهای خانوار بودند، امروزه نه تنها بهره وری فضایی پایینی دارند، بلکه موجب کاهش تعاملات، اجتماعی انزوای ساکنان و افت کیفیت زندگی می شوند این پژوهش با هدف بازاندیشی نقش محوطه در مجتمع های مسکونی و گذار از فضاهای منزوی به فضاهای اجتماع محور انجام شده است روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و بر پایه ترکیبی از مرور ادبیات معماری پایدار، روان شناسی محیط، جامعه شناسی شهری و تحلیل نمونه های موردی داخلی و خارجی استوار است تحلیل ها نشان می دهد که طراحی مجتمع با واحدهای کوچک مستقل استودیو همراه با محوطه های مشترک و فعال، فضاهای نیمه عمومی، مسیرهای پیاده روی شبکه ای و عرصه های تفریحی، جمعی می تواند ضمن کاهش نیاز به متراژهای بالا تعامل اجتماعی، حس تعلق و نشاط جمعی را به طور معنی داری افزایش دهد نتایج پژوهش حاکی از آن است که محوطه به عنوان قلب اجتماعی مجتمع مسکونی می تواند جایگزینی موثر برای فضاهای خصوصی حجیم باشد و با تقویت تجربه زیست گروهی، کاهش تنهایی شهری و ارتقای سلامت روان ساکنان یک الگوی طراحی انسان محور و پایدار ارائه دهد این تحقیق چارچوبی عملی برای طراحی مجتمع های مسکونی نوین ارائه می کند که تعامل اجتماعی، بهره وری فضایی و کیفیت زیست را همزمان مورد توجه قرار می دهد و نشان می دهد که آینده معماری مسکونی باید تمرکز خود را از «انزوای فردی» به «زندگی جمعی فعال و مشارکتی» تغییر دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بادتی کوزه کنان، افسانه و ترابی، مریم،1404،کاربرد مصالح هوشمند تغییر پذیر در بهینه سازی اقلیم داخلی و مدیریت انرژی در ساختمان های معاصر،هشتمین کنفرانس بین المللی دستاوردهای خلاقانه معماری، شهرسازی، عمران و محیط زیست در توسعه پایدار خاورمیانه،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بین المللی دستاوردهای خلاقانه معماری، شهرسازی، عمران و محیط زیست در توسعه پایدار خاورمیانه30 آبان 1404 · مشهد