چکیده مقاله
تعیین حاکم، اختصاص به اندیشه دینی و اسلامی ندارد، بلکه انسانها در طول تاریخ، طبق سیره حاکم بر جوامع، پیوسته به تعیین حاکم، زمامدار و پرداخته اند و زعامت و رهبری جامعه خویش را به آنان سپرده اند این قضیه از زندگی های بسته خصوصی آغاز شده و تحت عنوان، ولایت آباء و اجداد و اوصیا و همسر بر همسر خود و بر فرزندان، ولایت وکلا بر امور موکلان در حیطه امور وانهاده شده به آنان، تشخص یافته تا به جوامع گسترده و باز رسیده است که در آنها شیخ قبیله، مهتر قبیله و چنین ولایتی به او سپرده شده است بنابراین، ولایت، زعامت و حاکمیت امری قطعی، همیشگی و سیره مستمری در طول تاریخ بشر بوده است موارد اشاره شده در جاهایی است که خصوصا در حیطه اجتماعی مردم به دین خاصی اعتقاد نبسته و یا آن را ناظر بر امور اجتماعی خود نمی دانسته اند؛ اما در اندیشه اسلامی و در تاریخ مسلمانان نیز این سیره وجود داشته که حاکمیت دین در جامعه مطرح شود و حاکمی که دغدغه دین دارد، بر امور اجتماعی، حاکمیت و ولایت یابد علاوه بر حرکت کلی جوامع اسلامی به سوی حاکمیت دین، در متن تعالیم شریعت اسلامی، حکومت اسلامی به عنوان بستری فرض شده که در آن، دین اقتدار یابد و فلسفه شریعت به بار بنشیند و زمینه هدایت جامعه مهیا گردد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
محمودی، مبین،1402،بررسی ضرورت رهبر برای مذاهب تسنن و تشیع،چهارمین کنفرانس ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس ملی مدیریت، روان شناسی و علوم رفتاری31 فروردین 1402 · تهران