چکیده مقاله
ناکارآمدی سازمانی همواره یکی از مسائل بنیادین در مطالعات مدیریت و سازمان بوده است الگوهای کلاسیک آسیب شناسی و تشخیص سازمانی، از جمله مدل شش جعبه ای وایس بورد و رویکرد نیازسنجی کافمن، چارچوب های مهمی برای شناسایی نارسایی های ساختاری، مدیریتی و عملکردی سازمان ها فراهم کرده اند با این حال، بسیاری از این الگوها عمدتا نقش تشخیصی یا شکاف سنجی دارند و کمتر می توانند ماهیت مزمن، بازتولیدشونده و چندبعدی عقب ماندگی سازمانی را تبیین کنند در پاسخ به این خلا، نظریه نارسی سازمانی که توسط دکتر فرخ قربانی نامور در سال ۲۰۲۶ و پس از بیش از یک دهه مشاهده، مطالعه و تحلیل سازمان ها صورت بندی شده است، چارچوبی مفهومی برای فهم «نارسیدگی سازمانی» به مثابه وضعیتی چرخه ای، نهادی و چندبعدی ارائه می کند این مقاله با هدف مقایسه نظریه نارسی سازمانی با الگوهای شناخته شده آسیب شناسی سازمانی، به ویژه مدل وایس بورد و رویکرد کافمن، به بررسی هم پوشانی ها و تمایزهای مفهومی آن ها می پردازد یافته های تحلیلی نشان می دهد که اگرچه هر سه رویکرد بر ضرورت تشخیص و ارتقای اثربخشی سازمانی تاکید دارند، نظریه نارسی سازمانی با تمرکز بر نارسیدگی مزمن، چرخه بازتولید ناکارآمدی، و جایگاه مستقل ابعاد دانش، محیط و فرسایش شایسته سالاری، افق تبیینی عمیق تری فراهم می آورد این مقاله نتیجه می گیرد که نظریه نارسی سازمانی می تواند به عنوان بسطی نوین بر ادبیات آسیب شناسی سازمانی، توان توضیح بیشتری در فهم ماندگاری ناکارآمدی در سازمان ها ارائه دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
قربانی نامور، فرخ،1405،مقایسه نظریه نارسی سازمانی با الگوهای آسیب شناسی سازمانی: تحلیلی بر تمایزها و هم پوشانی ها،دوازدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت و صنعت،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دوازدهمین کنفرانس بین المللی مدیریت و صنعت31 تیر 1405 · تهران