چکیده مقاله
ادبیات، امیال و انگیزه های ضمیر ناهشیار آدمی را به تصاویری پذیرفتنی تبدیل می کند ادبیات، زبان روان شناسی است و این دو، رابطه ای دو سویه داشته و بر یکدیگر پرتو می افکنند از آن جا که اساطیر با ناخودآگاه ذهن انسان سروکار دارند و محتوای این بخش از روان را نمایان می سازند، می توان ادعا نمود که روایات اسطوره ای که نمودار قسمت مهمی از میراث فرهنگی یک قوم است، از ظرفیت تاویل پذیری روان شناختی قابل توجهی در راستای کشف اسرار ضمیر ناهشیار بهره مندند بر همین اساس، نگارنده، در جستار پیش رو، سعی بر آن دارد تا به مدد دانش روان شناسی به تحلیل منش و رفتار قهرمان اصلی منظومه «شهریارنامه»، که با برخورداری از زیرساخت اسطوره ای، از اعماق روان آدمی سخن می گوید، پرداخته تا دست یابی به لایه های مختلف ذهن را آسان تر کند یافته های این پژوهش دال بر این است که «شهریار» طی هجرت به وادی ناشناخته هندوستان، با بهره مندی و تقویت ویژگی های مثبت شخصیتی، رنج و مشکلات حاصل از طردشدگی را به رشد و موفقیت تبدیل می کند تحقیق حاضر، مطالعه ای نظری است که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای بوده و تحلیل داده ها عمدتا به صورت کیفی و بعضا کمی صورت گرفته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
میری، فهیمه،1402،تحلیل منش و رفتار قهرمان منظومه «شهریارنامه» در مقابله با عقده طردشدگی،سومین کنفرانس بین المللی سلامت، علوم تربیتی و روان شناس�
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی سلامت، علوم تربیتی و روان شناسی28 مهر 1402