چکیده مقاله
این مقاله به تبیین آشنایی زدایی در داستان زخم شمشیر بورخس می پردازد سوال اصلی این مقاله آن است که در این داستان کوتاه بورخس، آشنایی زدایی در چه سطوحی نمود بیشتری دارد؟ یافته ها حاکی از آن است که بورخس با کمک تغییرات مکرر ستینگ و فضا، معاوضه زاویه دید و روایت داستان از نگاه شخصیت مفقود، حذف نتیجه خواهی، استفاده بیش ازحد از ابزارهای علمی و با کمکروایت هزار و یک شبی، در دو سطح ؛ یکی در رو ساخت و در سبک و روایت هزار و یک شبی، و دیگر در ژرف ساخت با تغییر ژانر، آشنایی زدایی ایجاد کرده است به این ترتیب داستان زخم شمشیر از حماسه به درام تغییر یافته است در حقیقت با حذف قطعیت در پایان بندی، حذف شایعات پیرامون شخصیت محوری، روشن گری زاویه دید از زبان راوی، آن را از داستانی سیاسی صرف به داستانی مفهومی و انتقادی کشانده تا آنجا که خواننده تنها پس ازخواندن جمله پایانی و کشف زوایای پنهان زندگی راوی، با سرنوشت غم انگیزش هم ذات پنداری می کند با دراماتیزه شدن داستان و افزایش آگاهی خواننده بر ناتوانی بشر بر سرنوشتش، نقل داستان با زاویه دید دیگری، سرنوشتی چند وجهی برای شخصیت داستان قائل شده و خواننده را به هر دو سوی خیر و شر متمایل می کند، برخلافحماسه که تمامیت خواه است و خیر و شر تنها در یک سمت هر سرنوشتی واقع می شود مقاله حاضر به روش استنادی و توصیفی، همراه با تحلیل موردی صورت پذیرفته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فضلی درزی، بهاره،1399،سطوح و کارکرد آشنایی زدایی در زخم شمشیر بورخس،هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ20 اسفند 1399