چکیده مقاله
کانونی سازی به عنوان یکی از مباحث مهم در روایت شناسی، روشی است که راوی برای نگریستن به داستان خود برمی گزیند یکی از نظریه پردازان مهم کانونی سازی، ژرار ژنت است که در بررسی های خود دو مقوله لحن و وجه را معرفی می کند کانونی سازی منظری است که در روایت شکل می گیرد و شخصیت ها و رخدادهای داستان از همان منظر نگریسته و ارزیابی می شوند و خواننده نیز از طریق آن، بر روی رخدادها و شخصیت ها متمرکز می گردد شاهنامه به عنوان یکی از متون روایی کهن از آثاری است که کانون روایت در آن شکلی ترکیبی و درهم آمیخته دارد و این ویژگی به گونه های متنوعی در آن نمود پیدا می کند در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انواع متعدد کانون روایت از دیدگاه ژنت در داستان رستم و سهراب بررسی و تحلیل می شود هدف اصلی مقاله حاضر، تبیین چگونگی تطور پیاپی زاویه دید بر مبنای گزینش کانون های روایت متعدد و به واسطه تشخص عنصر گفتوگو در داستان مزبور است بر پایه این پژوهش می توان به قدرت و توان بالای فردوسی در داستان پردازی و انتخاب کانون های مختلف روایت پی برد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
میرحسینی، مژگان و تقوائی، گلناز،1400،کانون روایت در داستان رستم و سهراب بر اساس نظریه ژنت،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان،ادبیات،فرهنگ و تاریخ29 بهمن 1400