چکیده مقاله
نحوه ی مواجهه ی ما در اینجا و اکنون با آثار کلاسیک ادبی مان چگونه قابل تبیین است؟ چگونه می توان از این آثار برداشتی عملی داشت که به کار زیستن امروزی ما بیاید؟ امروزه مسئله ی آثار کلاسیک، یعنی نحوه ی تعامل امروزین و زنده با آنها و چگونگی خوانش آنها، جایگاه، اعتبار و اهمیت آنها و بسیاری مسائل پیرامون آن، مسئله ای شناخته شده در میان صاحب نظران در سراسر دنیاست در ایران که ادبیات مهمترین مولفه ی فرهنگی ما را می سازد، اهمیت چنین موضوعی مضاعف خواهد شد در جایگاه ویژه ی شعر حافظ در میان همه ی این آثار، دست کم از نظر میزان توجه و ظرفیت های خوانش و تاویل پذیری نیز تردیدی نیست شعر حافظ طی قرون متمادی همواره محل توجه و موضوع تامل بوده است؛ در دوره ی معاصر نیز نوشته ها درباره ی حافظ اندک نیست بیشتر این تحقیقات، در جای خویش، کم و بیش پرتویی بر جهان شعر وی افکنده و سویی از اندیشه ی وی را روشن کرده است توجه به جنبه ی فلسفی شعر حافظ نیز موضوع بسیاری از این تحقیقات و تامل ها بوده است برخی بر آن بوده اند تا حافظ را بیشتر عقلی مذهب بدانند تا عارف مسلک و برخی را خوش تر آن بوده تا وی را در سلک عارفان در شمار آورند آگاهی بر حضور تاریخ، سنت و هویت فرهنگی در پروسه ی فهم متن و فهم معنای زندگی از طریق زندگی های دیگر شامل تجربه های زیسته سایر افراد و سایر فرهنگ ها دست کم به دو طریق عمده می تواند مواجهه ما با اشعار کلاسیک فارسی از جمله شعر حافظ و امکان خوانش های نوین از این آثار را تحت تاثیر قرار دهد؛ نخست با نمایاندن امکان های ایجاد در ک زیبایی شناختی جدید مبتنی بر بسترها و زمینه های فرهنگی خود در جایگاه خوانندگان ایرانی این اشعار در فهم، نقد و چه بسا خلق شعر؛ زیرا درک ضرورت هستی شناسی یکی از بصیرت هایی است که هرمنوتیک فلسفی به ما می بخشد؛ دوم با ژرفا بخشیدن به فهم و تفسیر شعر از طریق آگاهی به شرط های لازم برای فهم راستین، که لازمه برگذشتن از گسست میان ما و آثار کلاسیک است
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اجیان، خدیجه،1401،پیش درآمدی بر مبانی امکان خوانش فلسفی شعر حافظ،چهاردهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات چهاردهمین کنفرانس بین المللی زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ22 اسفند 1401