چکیده مقاله
این مقاله به نقد فلسفه روح زمانه در شعر اجتماعی مهدی اخوان ثالث بر اساس نظریه هگل پرداخته است منظور از انطباق روحزمان در شعر اجتماعی اخوان ثالث حاکمیت روح زمانه در شعر شاعر و همسویی شعر با زمانه یا واپسماندگی شعر از دوران و یاپیشرو بودن آن نسبت به زمانه بر اساس روح زمانه در نظریه فلسفی هگل است هگل روح حاکم بر زمانه یا دوران را روح مشترک،وضعیت فکری، زندگی اجتماعی و فرآورده های فرهنگی یک دوران، به ویژه در درون یک ملت دانسته است وی اثر هنری را تنهازمانی فرانمود و بیانگر امر الهی دانسته است که این روح را بیرون کشد بررسی ها نشان داد که شعر اخوان شعری برآمده از اندیشه،آگاهانه و متاثر از دگرگونی های جامعه است و از آنجا که زبان حال و جلوه گاه و میدانی گسترده برای مسایل عالی و عمیق انسانیزمانه بوده، پناهگاه روح مردم زمانه شد از سویی اخوان با مکتبهای فکری پدیدآمده در مدرنیته حاکم بر زمانه در غرب آشنا بودهو رد پای آنها را در سروده هایش میتوان به روشنی دید بر اساس نظریه فلسفی روح زمانه هگل و دستاوردهای پژوهش، میتوان برتناسب و همسویی روح زمانه در شعرهای اجتماعی اخوان ثالث و در موارد معدودی بر پیشرو بودن نسبت به فرهنگ حاکم و درکمردم زمانه، به عنوان نمونه ای از شعر اجتماعی معاصر صحه گذاشت
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�وزیان، لیلا،1402،نقد فلسفه روح زمان در شعر اجتماعی اخوان ثالثبر اساس نظریه هگل،شانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین کنفرانس بین المللی زبان،ادبیات، فرهنگ و تاریخ27 مرداد 1402