چکیده مقاله
اوراد نیمروز« رمان از» آثار منصور علیمرادی، نویسنده اهل کغارکی کرمان است که از دیدگاههای مختلفی مورد توجه منتقدان و صاحب نظران ادبی قرار گرفته است در این رمان زندگی بهمن محسنی، تاریخ شناس داستان، را روایت می شود و شوق و علاقه بهمن برای رسیدن به روستای ملک محمدخان به تصویر کشیده می شود این رمان در واقع دو روایت درهم تنیده است که یکی روایت سفر بهمن به دل کویر است و دیگری روایت زندگی عاشقانه اش با یک هنرمند تئاتر به نظر می رسد این رمان دارای مولفه های مدنظر روایت شناسی باشد ژرار ژنت سه محور اصلی برای تحلیل رمان و روایت ارائه می دهد که عبارتند از: صدای روایت، زمان روایت و کانونی سازی که هرکدام از این سه محور به بخش های دیگری تقسیم می شوند در نوشته حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی است سعی می شود که اوراد نیمروز« رمان از » دیدگاه نظریه ژرار ژنت بررسی شود صدای روایت، زمان روایت و کانونی سازی سه مولفه اصلی این نظریه است که در این مقاله به هر کدام از آنها استناد می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مظفری، سولماز و کنجانی علیا، زهرا،1404،صدای روایت، زمان روایت و کانونی سازی در اوراد نیمروز« رمان نوشته » منصور علیمرادی با تکیه بر نظریه روایت شناختی ژرار ژنت،بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ20 فروردین 1404