چکیده مقاله
نام قصیده به عنوان قالبی کهن همواره بر تارک تاریخ ادبیات بشکوه پارسی درخشیده، آنچنان که عنوان مکتب خراسانی را از آن خود کرده اما آنچه فراوان شنیده ایم این است که غزل و قطعه به عنوان دو فرزند خلف قصیده پس از دو سده، ققنوس وار از دل قصیده سر برآورده و هر یک مسیر خویش را پیش گرفتهاند این بدان معناست که غزل و قطعه تا پیش از افول قصیده هویتی مستقل نداشته اند، اما آرش آذرپیک برای نخستین بار وارون آن چه تا کنون گفته شده این سه ژانر ادبی را از ریشه گاه هویتمند و از هم جدا میداند این مقاله که به روش توصیفی_تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شده به بررسی و مقایسه چند نمونه از آثار ابنیمین فریومدی و آذرپیک میپردازد هدف این نوشتار اثبات این موضوع است که اوال این دو قالب شعری از همان آغاز با شناسنامهای شخصی و مستقل در کنار قصیده بودهاند و ثانیا آنچه ادبا و صاحب نظران عرصه ادبیات تا کنون درباره غزل و قصیده گفته اند برآیند نگرهای داروینی بوده است بنابراین غزل و قطعه هرگز حاصل تجزیه بدنه قصیده نبودهاند و در طول تاریخ هیچگونه روند خطی_تکاملی نداشته و دارای فراز و نشیبهایی بودهاند و میان قطعههای ابنیمین و غزلهای آذرپیک دیالکتیک برقرار بوده که تاثیر آن در دو سبک غزل_گفتار و غزل_تمثیل نمود یافته و به شدت وامدار ابنیمین است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ذرپیک، آرش و اهورا، هنگامه و مسیح، نیلوفر،1404،نقد نگرش داروینیستی به خلق قالب« های قطعه و غزل در شعر فارسی با تکیه بر آثار ابن یمین و آرش آذرپیک،بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ
ارائهشده در
مجموعه مقالات بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مطالعات زبان، ادبیات، فرهنگ و تاریخ20 فروردین 1404