چکیده مقاله
تحقیق در این پژوهش آسیب شناسی هوشمندسازی مدارس در شهر بوکان مورد مطالعه قرار گرفته است و در صدد پاسخگویی به این سئوال مهم است که آیا قبل از انجام هر اقدام عملی در امر، آموزش آن هم ایجاد و تجهیز مدرسه هوشمند، بهتر نیست که ابتدا نگرش معلمان و سیستم آموزشی تغییر کند؟ چارچوب نظری تحقیق رویکرد کارکردگرایانه به روش تاریخی و اسنادی کتابخانه ای و با استفاده از تکنیک مشاهده مشارکتی و حضور در بحث، مصاحبه با افراد صاحب نظر در این امر، ثبت اظهارات افراد در باره رویدادهای محیطی و است لذا، جامعه آماری این پژوهش کلیه متون، نوشتاری گفتاری و بصری تولید شده در دل مدارس این شهر را در بر می گیرد نمونه گیری در این پژوهش کیفی آماری نیست بلکه هدفمند یا نظری است یافته های این پژوهش بازگوی آن است با وجود این همه تغییر و تحول در تکنولوژی آموزشی باز هم جامعه و نظام آموزشی ما از قافله پیشرفت و تمدن عقب مانده و باید به مساله آموزش برای تغییر به عنوان مهمترین فعالیت در زندگی آینده اشاره کرد یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مدارس هوشمند در نظام آموزشی ما فقط یک لفظ رایج و کاربردی است و اکثر مدیران مدارس قبل از اقدام به هوشمند نمودن مدارس و تجهیز آن، نه شیوه نامه هوشمندسازی مدارس را دیده اند و نه آن را مطالعه نموده اند نتایج مهم این پژوهش، بازگوی غفلت نظام آموزشی از رویکرد جامعه شناختی به مسائل آموزش و پرورش می باشد در نهایت باید گفت که محور تغییرات در نظام آموزشی تغییر نگرش معلمان است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ضر نژاد، عمر،1404،آسیب شناسی هوشمند سازی مدارس در شهر بوکان،یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی29 آبان 1404 · تهران