چکیده مقاله
این مقاله به بررسی پدیده ابزاری شدن جامعه مدنی توسط مدیریت شهری و آثار آن بر استقلال و کارکردهای دموکراتیک نهادهای مدنی می پردازد در این پژوهش ابزاری شدن به معنای بهره گیری هدفمند مدیریت شهری از قابلیت ها و ظرفیت های جامعه مدنی برای تحقق اهداف سیاسی یا اجرایی خود بدون توجه به استقلال، اصالت و منافع واقعی این نهادها تعریف می شود روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی است و داده ها بر پایه مطالعه منابع کتابخانه ای، اسناد و پژوهش های تجربی داخلی و خارجی گردآوری و تحلیل شده اند یافته های تحقیق نشان می دهد که فرایند ابزاری شدن در چهار بعد اصلی رخ می دهد: مالی اقتصادی، ساختاری سازمانی، گفتمانی، رسانه ای و مشارکتی تعاملی در هر یک از این ابعاد نوعی وابستگی یا کنترل غیر مستقیم بر نهادهای مدنی ایجاد می شود که در نهایت منجر به کاهش استقلال، تضعیف نقش نظارتی و مطالبه گری و فرسایش اعتماد عمومی میان شهروندان و مدیریت شهری می گردد نتایج همچنین حاکی از آن است که نبود چارچوب حقوقی شفاف برای تعامل مدیریت شهری با سازمان های مردم نهاد و وابستگی مالی آنان از عوامل اصلی تداوم این وضعیت محسوب می شود در پایان، مقاله پیشنهاد می کند برای حفظ اصالت و اثر بخشی نقش جامعه مدنی باید الگوی تعامل مبتنی بر اعتماد، شفافیت و پاسخگویی میان مدیریت شهری و نهادهای مردمی برقرار گردد تا جامعه مدنی از جایگاه ابزاری به نهادی مستقل و اثرگذار در حکمروایی شهری تبدیل شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بح خیز، مهدی و کارساز، محمدجواد و مظلوم، سمانه و کشت بندی ابدال آبادی، مسلم،1404،ابزاری شدن جامعه مدنی توسط مدیریت شهری،یازدهمین کنفرانس ملی و چهارمین کنفرانس بین المللی برنامه ریزی و مدیریت شهری،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس ملی و چهارمین کنفرانس بین المللی برنامه ریزی و مدیریت شهری14 آبان 1404 · مشهد