چکیده مقاله
اگر احساس حاصل از دیدن تئاتر و سینما را منصفانه بسنجیم، ناگزیر باید بپذیریم که نشاطی که در پایان نمایش به ما دست میدهد، والاتر و اصیلتر از رضایتی است که پس از تماشای فیلمی خوب احساس میکنیم این موضوع رابطهای مستقیم با همذات پنداری تماشاگر و بازیگر دارد روزنکرانتس در این باره می نویسد:«حضور واقعی بازیگران بر صحنه به آنان واقعیتی عینی میدهد و برای اینکه به شخصیتهای یک جهان خیالی تبدیل شوند باید اراده تماشاگر دخالت فعال یابد، یعنی تماشاگر خود بخواهد که واقعیت جسمانی آنان را به انتزاع تبدیل کند این انتزاع نتیجه فرآیند ذهن هوشمند انسان است و فقط از کسی انتظار میرود که کاملا به هوش خود آگاه باشد البته در این مورد، نباید دو کیفیت روانشناختی متفاوت در اجرای این دو هنر را از ذهن دور داشت بنیان تئاتر، آگاهی دوسویه تماشاگر و بازیگر از حضور یکدیگر است تئاتر با سهیم ساختن ما در کنشی که بر روی صحنه اجرا میشود، بر ما تاثیر میگذارد دیگر توجه خود را به پدیده بازیگر به عنوان یک انسان حاضر روی صحنه معطوف نمیکنیم، بلکه توجهمان را به مجموعه شرایطی متمرکز میکنیم که نمایش تئاتری را شکل میدهند و تماشاگر را از مشارکت فعال در رویداد محروم میسازند با توجه به جایگاه تئاتر در جامعه از نظر هنری، فرهنگی، اوقات فراغت و نقش آن در دستیابی به اهداف متعالی جامعه، پرداختن به این موضوع در راستای توجه به خلا مجموعههای فرهنگی تفریحی و ارائه راهکارها برای پر کردن نسبی بخشی از این خلا در حیطه تئاتر انجام شده است خمیرمایه بنیادین این پروژه، طراحی یک فضای درخور برای تماشای تئاتر از طریق مطالعه پیرامون سیر تحول فضای نمایش و قائل شدن احترام برای نگاه و احساس مخاطب بوده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کیافر، طاهر و نیکنام، داود،1402،مولفه های معماری بومی تاثیر گذار شهر دزفول بر طراحی تماشاخانه شهر دزفول،هفتمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین همایش بین المللی ایده های نوین در معماری، شهرسازی، جغرافیا و محیط زیست پایدار20 خرداد 1402 · مشهد