چکیده مقاله
مکتب فرانکفورت توسط ماکس هورک هایمر در دانشگاه فرانکفورت بنیانگذاری شد و باعث مطرح شدن چهره های برجستهای همچون تئودور آدورنو، هربرت مارکوزه و والتر بنیامین و در جهان گردید گرایش کلی طرفداران این مکتب، مارکسیسم بود مکتب انتقادی در برگیرنده انتقاد از جامعه و نیز نظامهای گوناگون معرفتی است و هدف نهایی آن افشای دقیقتر ماهیت جامعه است بزرگان مکتب فرانکفورت بر این دیدگاه بودند که عصر جدید روشنگری ، عصری همراه با آزادی، قدرت اراده انسانی و رهایی یافتناز سنتهای دوره های گذشته خواهد بود؛ عصری همراه با جرئت پرسیدن و دانستن تفاوت میان این وعده و وضعیت عصر جدید که به ورطه خطرهای بزرگی چون فاشیسم، نازیسم، و سرمایه داری همراه با تقدس ابزارگرایی افتاد، مسئله بزرگی را در مقابل آنها قرار داد؛ مسئلهای که هر نسل از نظریه پردازانش تا زمان حال تلاش دارند ضمن تحلیل دقیق این انحراف، به ارائه راه حلی در مقابل آن برسند پژوهش حاضر با نگاهی اجمالی به مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی، از طریق روش اسنادی به بررسی مبانی نظری و فلسفی این مکتب پرداخته است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مضانی، مهدی و میری، محسن،1399،مبانی نظری و فلسفی مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی،ششمین همایش بین المللی مدیریت، روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین همایش بین المللی مدیریت، روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار30 بهمن 1399 · تهران