چکیده مقاله
از دیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد، فرض بر این است که همه در وهله اول به دنبالحداکثر کردن منافع خویش هستند مدیران نیز از این قاعده مستثنا نیستند آنها علاقه مندند که در راستایحداکثر کردن منافع شخصی، رفاه اجتماعی و تثبیت موقعیت شغلی خود، تصویر مطلوبی از وضعیت مالیواحد تجاری به سهامداران و سایر افراد ذینفع ارائه نمایند، لکن در برخی موارد الزاما افزایش ثروت مدیراندر راستای افزایش ثروت سایر گروهها از جمله سهامداران نیست با در نظر گرفتن تئوری تضاد منافع میانمدیران و مالکان، مدیران واحدهای تجاری از انگیزه های لازم برای دستکاری سود به منظور حداکثر کردنمنافع خود برخوردارند بر اساس پژوهش های انجام شده انگیزه های مدیریت سود شامل قراردادهای بدهی،هزینه های سیاسی، طرح های پاداش و ساختار مالکیت است در شرایط نبود شفافیت کامل در گزارشگریمالی، برای مدیران این فرصت فراهم می شود تا برای حفظ شغل و اعتبار حرفه ای خود، اطلاعات منفی رادر داخل شرکت پنهان کنند از اینرو، این اطلاعات منفی در داخل شرکت انباشته می شود هنگامی کهتوده اطلاعات منفی انباشته به نقطه اوج خود میرسد، نگهداری آن برای مدت زمان طولانی تر غیرممکن وپرهزینه میشود در نتیجه توده اطلاعات منفی به یکباره وارد بازار شده، به سقوط قیمت سهام منجرمی گردد هدف این تحقیق، بررسی تاثیر عدم شفافیت اطلاعات مالی بر ریسک سقوط آتی قیمت سهام وهمچنین بررسی تاثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین عدم شفافیت اطلاعات مالی و ریسک سقوط آتیقیمت سهام است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
فرجی، پریسا،1402،رابطه عدم شفافیت اطلاعات بر ریسک سقوط قیمت سهام در بورس تهران،سومین همایش بین المللی پژوهش های شاخص در مدیریت، حسابداری، بانکداری و اقتصاد،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی پژوهش های شاخص در مدیریت، حسابداری، بانکداری و اقتصاد1 شهریور 1402 · مشهد