چکیده مقاله
در جامعه ای با بافت فرهنگی متکثر مانند، ایران، مسئله آموزش به زبان مادری دیگر صرفا یک مطالبه قوم محور یا زبانی نیست، بلکه به موضوعی چندوجهی و ملی بدل شده است که با ابعاد آموزشی، حقوقی، هویتی و حتی توسعه ای گره خورده است این مقاله با رویکردی تحلیلی تطبیقی به واکاوی موانع تحقق آموزش به زبان مادری در نظام آموزشی ایران پرداخته و تلاش دارد ضمن مرور زمینه های قانونی، فرهنگی و سیاسی این مسئله، راهکارهایی عملی برای نزدیک تر کردن نظام آموزشی به واقعیت های زبانی کشور ارائه دهد تحلیل اسناد داخلی و بین المللی در کنار بررسی نمونه هایی از سیاست گذاری آموزشی موفق در کشورهای چند زبانه، افق هایی تازه برای بازنگری در رویکردهای زبانی رسمی ترسیم می کند در مرکز این پژوهش این پرسش کلیدی مطرح است که آیا می توان میان وحدت ملی و تنوع زبانی تعادلی هوشمندانه برقرار کرد؟ نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که پاسخ مثبت است اما به شرط آنکه آموزش به زبان مادری نه تهدیدی برای انسجام، بلکه سرمایه ای برای عدالت و توسعه تلقی شود آنچه در این مقاله خواهید خواند، تلاشی است برای عبور از کلی گویی های حقوقی و ورود به بحثی بنیادین درباره نسبت، زبان آموزش و هویت در ایران معاصر اگر حق آموزش به زبان مادری را نه یک امتیاز، بلکه جزئی از عدالت آموزشی بدانیم، آنگاه این مقاله می تواند نقطه ای برای شروع بازنگری در نگاه رسمی به زبان های بومی باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�مام، سید علیرضا و امام، محبوبه سادات،1404،بررسی حق آموزش به زبان مادری در قوانین ایران،دهمین کنفرانس بین المللی فقه، حقوق ، وکالت و علوم اجتماعی در افق ایران ۱۴۰۴،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی فقه، حقوق ، وکالت و علوم اجتماعی در افق ایران ۱۴۰۴26 مرداد 1404 · مشهد