چکیده مقاله
یکی از رایج ترین کاربرد های واسط مغز کامپیوتر در هجی کننده مولفه P300 است که با استفاده از آن، کاربر با تمرکز بر روی یک کاراکتر قادر به تایپ کردن آن با استفاده از سیگنال مغزی خود می باشد یک چالش مهم در این فرآیند اشتباه شدن برخی کاراکترها با هم می باشد که به علت تغییرپذیری سیگنال های مغزی و تشابه پاسخ های به دست آمده از یک کاراکتر، رخ می دهد در این مقاله روش یادگیری مبتنی بر شبکه عصبی با ساختار عمیق کانولوشن برای مقابله با این چالش پیاده سازی و بر روی داده گان واقعی هجی کننده مولفه P300آزموده می شود به منظور تحلیل اثر بخشی روش فوق، نتایج حاصل از آزمون این شبکه عصبی با نتایج حاصل از عملکرد یک شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با آموزش پس انتشار خطا، مقایسه می شوند بر این اساس، روش یادگیری عمیق مبتنی بر شبکه های کانولوشنی مقدار دقت 59/90درصد را برای تفکیک 29 کاراکتر حاصل می نماید این در حالی است که روش مبتنی بر شبکه عصبی کلاسیک در بهترین حالت و فقط برای 5 کاراکتر، به دقت 12/45 درصد دست می یابد و با افزایش تعداد کاراکترها عملا تفکیکی بین آن ها ایجاد نمی کند این نتایج حاکی از آن هستند که استفاده از ساختارهای عمیق می تواند به عنوان گزینه ای مناسب برای بالا بردن دقت طبقه بندی در فناوری هجی کننده P300 مورد استفاده قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ادلی، مریم و شجاع الدینی، سیدوهاب،1396،تحلیل راهکارهای مبتنی بر یادگیری عمیق و شبکه های عصبی کلاسیک درتشخیص کاراکتر از روی پتانسیل های وابسته به رخداد،سومین کنفرانس ملی دستاوردهای نوین در برق وکامپیوتر و صنایع
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس ملی دستاوردهای نوین در برق وکامپیوتر و صنایع19 مهر 1396