چکیده مقاله
این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بازاریابی عصبی بر قیمت گذاری برند با نقش میانجی حافظه برند و ترجیحات مصرف کننده در شرکتهای فرش ماشینی کاشان انجام شد پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است جامعه آماری شامل کلیه مشتریان شرکتهای فرش ماشینی کاشان بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری در دسترس، تعداد ۳۸۴ پرسشنامه قابل تحلیل جمع آوری شد ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید یافته ها نشان داد که بازاریابی عصبی تاثیر مثبت و معناداری بر قیمت گذاری برند دارد ۹۹% سطح معناداری همچنین حافظه برند و ترجیحات مصرف کننده به عنوان متغیرهای میانجی، نقش معناداری در این رابطه ایفا می کنند نتایج حاکی از آن است که بازاریابی عصبی از طریق تقویت حافظه برند B=۰ ۷۱۶, t=۲۴ ۶۷۹ و شکلدهی به ترجیحات مصرف کننده B=۰ ۵۹۵, t=۷ ۸۳۱ به شرکتهای فرش ماشینی کاشان این امکان را می دهد تا استراتژی های قیمت گذاری متمایز و سودآورتری اتخاذ کنند علاوه بر این، تحلیل مسیر نشان داد که حافظه برند B=۰ ۷۰۷, t=۲۱ ۴۱۵ و ترجیحات مصرف کننده B=۰ ۵۹۵, t=۷ ۸۳۱ به طور مستقیم بر قیمت گذاری برند تاثیرگذار هستند این پژوهش از جنبه نظری، مدلی یکپارچه برای تلفیق بازاریابی عصبی، حافظه برند و ترجیحات مصرف کننده در قیمت گذاری ارائه می دهد از منظر کاربردی، یافته ها نشان می دهد که مدیران صنعت فرش ماشینی می توانند با به کارگیری تکنیک های بازاریابی عصبی حافظه برند را تقویت کرده و ترجیحات مصرف کنندگان را به طور هدفمند هدایت نمایند تا قیمت گذاری بهینه تری داشته باشند پیشنهاد می شود در تحقیقات آتی، تاثیر متغیرهای تعدیلگر مانند ویژگی های جمعیت شناختی و رقابت بازار نیز مورد بررسی قرار گیرد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�قادوست، امیر محمد و بهزادنیا، مهرداد،1404،تاثیر بازاریابی عصبی بر قیمت گذاری برند با توجه به میانجی حافظه برند و ترجیحات مصرف کننده در شرکتهای فرش ماشینی کاشان،یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات یازدهمین کنفرانس بین المللی علوم انسانی ، ادبیات و زبانشناسی29 آبان 1404 · تهران