چکیده مقاله
جهان داستانی مثنوی مملو از شخصیت هایی است که مولانا از طبقات و اقشار مختلف اجتماعی برمی گزیند و آنان را آگاهانه در راستای اندیشه ها، دیدگاه ها و اعتقادات حکمی، عرفانی و فلسفی خود قرار می دهد مولانا هوشمندانه خصلت های روانی طبقاتی شخصیت های جهان قصه هایش را لحاظ می کند و شخصیت های داستانی نیز متناسب با آن خصلت ها و ویژگی ها نقش خود را ایفا می نمایند در این جهان سرشار از شور و رمز و راز پادشاهان، نظامیان، بازرگانان، خرده کاسب ها و عمال دولتی و به فراخور قصه کارکردی رمزی و استعاری می یابند، اگر چه نقش فردی و اجتماعی آنان نیز هرگز از نگاه موشکاف و نکته سنج مولانا دور نمی ماند در این پایان نامه کوشش شده است با توجه به طبقه اجتماعی شخصیتهای داستانی مثنوی، تحلیلی جامعهشناختی از برخی طبقات اجتماعی ارائه شود با توجه به گستردگی و تنوع شخصیت های داستانی مثنوی تنها به بازتاب دو قشر غلامان و کنیزان پرداخته شده است منظور از فرودست در این مقاله، گروه مردمی هستند که هم از لحاظ مادی و هم از نظر معنوی در جایگاه پستی قرار دارند که گاه با جرقه ی عشق الهی ، شخصیت واقعی خویش را می یابند و در مسیر حق و سیر الی الله قرار می گیرند و گاه آن چنان در دنیا پرستی و عوالم نفسانی غرق می شوند که دیده ی بصیرتشان را بر هر چه زیبایی و حق پرستی است، می بندند و نمی خواهند یا نمی توانند از تعینات مادی و لذایذ دنیایی دست بردارند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
نظری چروده، معصومه و نظری چروده، احمدرضا،1398،بررسی طبقات فرودست اجتماع در مثنوی معنوی(با تکیه بر غلام و کنیز)،پنجمین همایش بین المللی مدیریت،روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین همایش بین المللی مدیریت،روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار21 شهریور 1398 · تهران