چکیده مقاله
اگر سنگ ها را می توان به جای دیگر برد، به همان آسانی نمی توان رابطه ای را که میان سنگ ها و انسان ها برقرار شده است، تغییر داد نوشتار حاضر به این سؤال اساسی پاسخ می دهدکه حس مکان به عنوان یک ویژگی مهماجتماعی چگونه می تواند به عنوان یک مانع در اجرای طرح های بازسازی بافت های فرسوده شهری ظاهرشود نتایج تحلیل پدیدارشناختی تجربه حس مکان و مقاومت چهار مشارکت کننده مالک در منطقه آبکوه شهرمشهد نشانمی دهد که سابقه سکونت طولانی در محل، وجود خاطرات و تجارب ذهنی متعدد از مکان زندگی، روابط نزدیک اجتماعی با همسایگان و هم محلگی ها، آداب و سننن پابرجا در محل زندگی، حضور مداوم در محل و رضایت از الگوی سنتی مسکن، نارضایتی از عملکرد کالبدی شهرداری درمحل از مهم ترین واحدهای معنائی نهفته دراینتجارب هستند که از یک سو دلالت بر تعلق کالبدی آن ها و از سوی دیگر دلالت بر تعلق اجتماعی به مکانزندگی آنان دارد این دو نوع تعلق، دو معنا یا تم اصلی این متن تجارب محسوب می شوند که خود دلالت روشنی بر معنای مرکزیحس مکاندارند دارد و این تجربه دربین مشارکت کنندگان بسیار به هم نزدیک است و این امر دلیل مشترکی برای مقاومت در برابر طرح مرمت بافت فرسوده منطقه آبکوه است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
یوسفی، علی و جعفرزاده، پروین و ایازی، فاطمه سادات،1392،حس مکان و مقاومت مالکین در برابر طرح های مرمتی بافت های فرسوده شهری:مورد مطالعه منطقه آبکوه مشهد،پنجمین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری،مشهد
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری4 اردیبهشت 1392 · مشهد