چکیده مقاله
نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو یکی از پرنفوذترین الگوهای روانشناسی انگیزش در قرن بیستم به شمار می آید این نظریه با ارائه مدلی سلسله مراتبی از نیازهای انسانی، تلاش کرده است تا رفتار فردی و اجتماعی انسان را در قالب الگوهای معینی تبیین کند با این حال، تحلیل فلسفی این نظریه نشان می دهد که مفروضات بنیادین آن در حوزه های هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی نیازمند بازاندیشی انتقادی هستند پژوهش حاضر با بهره گیری از مدل سه شاخکی تحلیل فلسفی، به بررسی ابعاد زیرساختی نظریه مازلو پرداخته است در این راستا، رابطه نظریه با نظم و تغییرات رادیکال در جامعه، ماهیت ابزارگرایانه و ارگانیک سازمان ها، و تعاملات سیستم های باز انسانی مورد واکاوی قرار گرفت همچنین جایگاه نظریه در سه قلمرو رفتاری، ساختاری و محیطی تحلیل شد نتایج پژوهش نشان می دهد که نظریه مازلو با تاکید بر رئالیسم روان شناختی و انسان گرایی اومانیستی، از تبیین پویایی های فرهنگی و زمینه ای غافل مانده و نیازمند بازنگری در پرتو تغییرات اجتماعی معاصر است علاوه بر این، محدودیت های روش شناختی و ساده سازی های معرفت شناختی نظریه، اعتبار تجربی آن را در تحلیل انگیزش انسانی کاهش داده است بر این اساس، ضرورت توسعه مدل های انگیزشی شبکه ای، چندبعدی و زمینه محور در مواجهه با پیچیدگی های دنیای امروز برجسته می شود پژوهش حاضر با نگاهی انتقادی، چارچوبی برای بازاندیشی فلسفی نظریه های انگیزشی ارائه می کند و بر اهمیت ادغام تحلیل های فلسفی در توسعه نظریه های رفتاری و مدیریتی تاکید می ورزد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
کنعانی، رسول و ابراهیم پور، حبیب،1404،تحلیل فلسفی نظریه ی نیازهای سلسله مراتبی آبراهام مازلو بر اساس مدل سه شاخکی (ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی)،اولین همایش ملی حکمرانی، مدیریت و برنامه ریزی شهری،مراغه
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین همایش ملی حکمرانی، مدیریت و برنامه ریزی شهری28 آبان 1404 · مراغه