چکیده مقاله
دهه دوم قرن بیستم نقطه عطف و سر آغاز تحولی عظیم در نظریه ادبی است که بعدها ادبی بودن فرمالیسم صورتگرایی نامیده شد مشخصه بارز این مکتب، گسستن از هنجارهای ادبی گذشته و کشف راز ادیت یک اثر ادبی بود هدف پایه گذاران این مکتب که به صورتگرایان روس معروف شدند، یافتن پایه های علمی برای نقد ادبی بود نخستین گام را در این زمینه ویکتور صورتگرایا شکلوفسکی با انتشار رستاخیز واژه ها میپردازند۔۔ در سال 1916 برداشت صورتگرایان اثر ادبی را بدون هیچگونه پیش زمینهى نخستین که مورد بررسی قرار میدهند آنها معتقدند که به اثر ادبی باید از جنبهى ادبی بودن آن نگریست این پژوهش بر آن است که شیوه های آشنایی زدایی را در غزلیات حافظ مورد بررسی قرار دهد تا مشخص گرداند که وی تا چه حد در اشعارش به قاعده کاهی و قاعده افزایی دست یازیده است و آیا از این رهگذر توانسته موجب عادت ستیزی و در نتیجه تشخیص کلام خود در نگاه مخاطب گردد با توجه به این نکته که آشنایی روسی بود که از ارکان اصلی مکتب فرمالیسم روسی میباشد که دلالت بر درک میشود ناآشنا ساختن واقعیت عادی شده زندگی دارد، تا به جای شناسایی صرف امور پیرامون، به دشوار درک واقعی آنها دست یابند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�یلاوی، محمدقاسم،1398،نقد صورتگرایانه غزلیات شعر فارسی،پنجمین همایش بین المللی مدیریت،روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات پنجمین همایش بین المللی مدیریت،روانشناسی و علوم انسانی با رویکرد توسعه پایدار21 شهریور 1398 · تهران