چکیده مقاله
این مقاله به بررسی جایگاه عرف در تعیین میزان مسئولیت مدنی دولت در جبران خسارت مالی ناشی از جنگ نظامی می پردازد هدف اصلی تحقیق تحلیل نقش عرف به عنوان منبع مکمل به قوانین مدون و ارائه چارچوبی کاربردی برای بهبود فرآیندهای قضایی و اداری در رسیدگی به دعاوی خسارت ناشی از جنگ است روش پژوهش کیفی و تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، تحلیل متون فقهی و حقوقی و بررسی رویه های قضایی انجام شده است یافته های پژوهش نشان می دهد که عرف نقش موثری در پرکردن خلاهای قانونی موجود در موضوع مسئولیت مدنی دولت هنگام وقوع جنگ دارد و از این طریق عدالت را در تعیین میزان جبران خسارت افزایش می دهد همچنین عرف به عنوان یک معیار پذیرفته شده در مراجع قضایی و اداری سرعت و کارآمدی رسیدگی به دعاوی را بهبود می بخشد نتایج فرضیات تحقیق نشان داد که استفاده نظام مند از عرف می تواند باعث تعدیل و تعادل در تعیین مسئولیت دولت شود و خلاهای نظری و عملی موجود در قوانین رسمی را جبران کند همچنین بررسی ها حاکی از آن است که مراجع قضایی به رغم محدودیت های قانونی، عمدتا عرف را به عنوان مبنایی برای صدور آراء عادلانه در پرونده های خسارت ناشی از جنگ مدنظر قرار می دهند در نهایت پژوهش نتیجه می گیرد که تلفیق مبانی فقهی حقوق مدون و عرف به عنوان یک سازوکار موثر می تواند زمینه ساز عدالت بهتر در تعیین مسئولیت مدنی دولت در شرایط قوه قاهره و جنگ باشد و ضرورت اصلاح قوانین موجود و ارتقاء آموزش قضات در این زمینه را بیش از پیش نمایان می سازد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اجی تبار فیروزجایی، علی،1405،بررسی جایگاه عرف در میزان مسئولیت مدنی دولت در جبران خسارت مالی ناشی از جنگ نظامی،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه31 خرداد 1405 · تهران