چکیده مقاله
کارل پوپر و کارل اشمیت دو فیلسوف برجسته قرن بیستم می باشند که دیدگاه های متفاوتی درباره مفهوم حق و مصلحت ارائه داده اند پوپر حقوق فردی را به عنوان ابزارهای ضروری برای حمایت از جامعه باز و عقلانیت انتقادی می بیند و معتقد است که مصلحت باید در چارچوب اصلاحات تدریجی و مشروط به حفظ حقوق انسان ها باشد او حقوق را به عنوان چارچوبی غیرقابل نقض برای هر اقدام مصلحت جویانه مطرح کرده و به نقد ایدئولوژی ها و جزم اندیشی ها تاکید می کند در مقابل اشمیت حقوق را امتیازات مشروط به تشخیص حاکم از مصلحت عمومی می داند و مصلحت را در خدمت حفظ حاکمیت مطلق دولت در وضعیت استثنایی تعریف می کند به اعتقاد اشمیت حقوق فردی تابع تشخیص حاکم است و مصلحت عمومی بر حقوق فردی تقدم دارد این تفاوت های نظری منجر به شکل گیری نظام های سیاسی متفاوتی می شود؛ در حالی که اندیشه پوپر مبنای نظام های دموکراتیک و پاسخگو را فراهم می کند، نظریه اشمیت به توجیه اقتدارگرایی و حاکمیت شخصی می انجامد مطالعه تطبیقی این دو دیدگاه نشان می دهد که تقابل بین حق و مصلحت همچنان به عنوان چالشی اساسی در فهم تنش های معاصر میان حق، مصلحت، آزادی و امنیت باقی مانده است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�اقری، سید محمد علی،1405،بررسی نسبت حق و مصلحت در دیدگاه کارل پوپر و کارل اشمیت،دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات دهمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه31 خرداد 1405 · تهران