چکیده مقاله
عدالت کیفری همواره باروی کردی یک سویه درصدد پاسخ دهی به بزه کاری بوده است بر پایه روی ی این دستاندرکاران عدالت کیفری مطابق مقررات کیفری به تعقیب و مجازات بزه کاران مبادرت میورزند؛ بی آن که به نقش آفریناندعوای کیفری امکان مداخله در فرایند تصمیم روی گیری را دهند ناکارآمدی تدابیر سنتی حقوق کیفری در زمینه مبارزهبا بزهکاری و کاهش میزان آن، زمینه را برای توسل به شیوه های جدید و جایگزین برای بازسازی و بهبود عملکرد نظام عدالتکیفری مهیا ساخته است که اکثر این راهبردها با یک رویکرد پس رونده نسبت به راهکارهای سنتی، در پی کاستن از حیطهاختیارات و اقتدار حقوق کیفری هستند در این راستا اتخاذ راهکارها و تدابیری که موجب انقطاع دعوای کیفری یا دوریجستن از امر تعقیب کیفری باشد، بیشتر مورد توجه دست اندکاران عدالت کیفری قرار گرفته است حال در صورتی که برخیاز این تدابیر و راهکارها توام با یکسری الزامات درمانی، اصلاحی و مراقبتی برای فرد باشند، خود به نوعی می تواند بهبازاجتماعی ساختن مرتکب و پیشگیری از تکرار جرم و بزهکاری مجدد آنها کمک شایانی بنماید و از سوی دیگر باعث صرفهجویی در هزینه های انسانی و مالی دستگاه قضایی شود و از تراکم دعاوی کیفری نیز بکاهد توافقی شدن آیین دادرسی کیفری از اصلی ترین این تغییرها است که بر اساس آن اراده ی یکی از طرفین دعوای کیفری یعنی بزه کاران به رسمیتشناخته شده و آنان میتوانند در صورت احراز شرایطی در فرایند تعیین سرنوشت دعوای کیفری مداخله نمایند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�شیدیان، ارژنگ و محمدحسینی، شاپور،1401،راهبردهای نوین در برخورد با بزهکاری در پرتو اصل توافقی شدن آیین دادرسی کیفری،ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات ششمین کنفرانس بین المللی مطالعات اجتماعی، حقوق و فرهنگ عامه29 تیر 1401 · تهران