چکیده مقاله
مدیریت عملکرد در نهادهای دولتی به عنوان ابزاری حیاتی برای بهبود کارایی، شفافیت و پاسخگویی سازمانی شناخته می شود با این حال، اثربخشی این سیستم ها تنها به طراحی و اجرای فرآیندهای رسمی محدود نمی شود بلکه به شدت تحت تاثیر ساختارهای قدرت موجود در سازمان های دولتی قرار دارد این ساختارها اعم از رسمی و غیررسمی می توانند به صورت تسهیل کننده یا مانع در مسیر تحقق اهداف مدیریت عملکرد عمل کنند قدرت رسمی که از سلسله مراتب سازمانی، قوانین، مقررات و رویه های اداری نشات می گیرد، چارچوب اصلی را برای سیستم های مدیریت عملکرد فراهم می آورد در مقابل، قدرت غیررسمی که ریشه در شبکه های اجتماعی، روابط شخصی، اعتماد و فرهنگ سازمانی دارد می تواند بر تصمیم گیری ها، تخصیص منابع و رفتار کارکنان به گونه ای تاثیر بگذارد که فراتر از کانال های رسمی است این مقاله مروری به بررسی چگونگی تعامل این دو نوع ساختار قدرت با سیستم های مدیریت عملکرد می پردازد و نشان می دهد که چگونه نادیده گرفتن قدرت غیررسمی می تواند به عدم اثربخشی یا حتی شکست برنامه های مدیریت عملکرد منجر شود تحلیل این تعاملات به درک عمیق تری از چالش ها و فرصت های پیش روی مدیران دولتی در طراحی و اجرای سیستم های مدیریت عملکرد موثر کمک می کند پژوهش حاضر با بررسی جامع ادبیات موجود به دنبال تبیین نقش محوری ساختارهای قدرت در تبیین اثربخشی مدیریت عملکرد در نهادهای دولتی است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
گودرزی، فرهاد و گنجی پور، سیدرضا،1404،نقش ساختارهای قدرت در تبیین اثربخشی مدیریت عملکرد در نهادهای دولتی،دومین کنفرانس بین المللی جهش علوم مدیریت، اقتصاد و حسابداری،سار�
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین کنفرانس بین المللی جهش علوم مدیریت، اقتصاد و حسابداری18 مهر 1404 · ساری