چکیده مقاله
پژوهش پیمایشی حاضر با هدف، بررسی نگرش معلمان مقطع ابتدایی به آموزش و پرورش فراگیر انجام شده است بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۱۷۷ معلم ۱۴۹ زن و ۲۸ مرد دورهی ابتدایی که در سال تحصیلی ۱۴۰۳ ۱۴۰۲ مشغول به تدریس بودهاند، از شهرستان دشتستان منطقه آبپخش انتخاب شدند به منظور جمع آوری اطلاعات از ، سنجش نگرش به آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه در کلاسهای درس عادی ATMS استفاده شد داده های بدست آمده از طریق آزمون تی استودنت تک نمونه ای و مستقل مورد تحلیل قرار گرفت نتایج به دست آمده نشان داد که به طور کلی معلمان پایه ابتدایی نسبت به آموزش و پرورش فراگیر دارای نگرش منفی بوده اند و آنها نه تنها نسبت به فلسفه آموزش فراگیر، شناخت کافی نداشته اند بلکه تواناییهای خود در تدریس به دانش آموزان با نیازهای ویژه را نیز ضعیف برآورد کردهاند نتایج بدست آمده همچنین نشان داد که آنها رفتارهای دانش آموزان با نیازهای ویژه در کلاس درس را منفی ارزیابی کردهاند در نهایت بین نگرش کلی معلمان نسبت به فلسفه فراگیرسازی با جنسیت و گذراندن دوره های آموزشی رابطه ای مشاهده نشد نتایج بدست از این پژوهش به دلیل اهمیت تاثیر آن بر فرایند فراگیرسازی در نظام آموزشی کشور برای سیاستگذاران و برنامه ریزان حائز اهمیت فراوان است
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نباخون، فاطمه و جهان افروز، طلعت و بناری، سکینه و طراوتی کیا، زهره و موسوی، سیده بنت الهدی و الفت، لیلی،1403،نگرش معلمان مقطع ابتدایی نسبت به آموزش و پرورش فراگیر،اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت و علوم اجتماعی،تبریز
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی، مدیریت و علوم اجتماعی31 خرداد 1403 · تبریز