چکیده مقاله
شرم و گناه به عنوان دو هیجان بنیادین خودآگاه، نقشی تعیین کننده در شکل دهی، تداوم و بازتولید نظم اجتماعی ایفا می کنند جامعه شناسی احساسات به مثابه یکی از حوزه های نوپدید میان رشته ای، با عبور از نگاه صرفا روان شناختی به هیجانات، آن ها را به عنوان پدیده هایی عمیقا اجتماعی و وابسته به ساختارها، تعاملات و گفتمان های قدرت در نظر می گیرد شرم که اغلب با ارجاع به نگاه دیگران و ترس از طرد اجتماعی تعریف می شود، به مثابه یک مکانیسم کنترل اجتماعی بیرونی، فرد را به پایبندی به هنجارهای جمعی وا می دارد در مقابل، گناه که حاصل درونی سازی ارزش ها و وجدان اخلاقی است، بدون نیاز به ناظر بیرونی، فرد را به جبران خطا و بازگرداندن تعادل اخلاقی فرا می خواند پژوهش حاضر با روش تحقیق کیفی و از نوع توصیفی‑تحلیلی مبتنی بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، ضمن تبیین مفاهیم و نظریه های کلیدی در جامعه شناسی احساسات، به بررسی دقیق تفاوت های ماهوی شرم و گناه در سطوح فردی و اجتماعی پرداخته و نشان می دهد که چگونه هر یک از این دو هیجان به شیوه ای متفاوت نظم اجتماعی را تضمین می کنند یافته های پژوهش حاکی از آن است که شرم با تاکید بر طرد و تحقیر در صورت نقض هنجار، نظم را از طریق انطباق بیرونی و اغلب توام با اضطراب و سرکوب حفظ می کند گناه اما با ایجاد احساس مسئولیت درونی و امکان جبران، زمینه ساز نظمی مبتنی بر خودتنظیمی و همبستگی اخلاقی می شود نتیجه آنکه جوامع مدرن با تضعیف نظارت های چهره به چهره سنتی، بیش از پیش به سمت یک نظم گناه بنیاد حرکت می کنند که در آن پرورش وجدان اخلاقی و احساس مسئولیت درونی، جایگزین نظام های مبتنی بر شرم و طرد اجتماعی می شود
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�نیعی تهرانی، محمود،1405،جامعه شناسی احساسات: نقش شرم و گناه در نظم اجتماعی،دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم،بوشهر
ارائهشده در
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی تحولات نوین در نظام های آموزشی، تربیتی، روانشناسی، مهارت آموزی و مهارت محوری با محوریت آموزش و پرورش در هزاره سوم26 اردیبهشت 1405 · بوشهر