چکیده مقاله
آزادی بیان، یکی از اساسی ترین حقوق بشر و قلب تپنده گفت وگوی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است این حق در ادبیات فلسفی از زمان جان استوارت میل تا پوپر و در نظام های حقوقی از UDHR تا ICCPR و اسناد WIPO به عنوان محور رشد و توسعه تلقی شده است با وجود این، آزادی بیان هیچ گاه در نظام های حقوقی به صورت «مطلق» پذیرفته نشده و همواره در کنار مسئولیت اجتماعی و رعایت حقوق دیگران تعریف شده است به ویژه در دنیای معاصر، چالش های نوینی مانند گسترش رسانه های دیجیتال، انتشار بی رویه اطلاعات، نقض کپی رایت، سخنان نفرت آمیز، اطلاعات گمراه کننده و تعارض میان حق انتشار و حق مالکیت فکری، ضرورت بازخوانی مفهوم آزادی بیان را دوچندان کرده است این پژوهش نشان می دهد که دیدگاه های فلسفی، متون فقهی، نظریات سیاسی و اسناد بین المللی، علی رغم تفاوت های زمینه ای، یک پیام مشترک دارند: آزادی بیان ارزشمند است، اما فقط در صورتی دارای مشروعیت حقوقی و اخلاقی است که با مسئولیت اجتماعی و حقوق دیگران در تعادل باشد این مقاله ضمن تحلیل نظریه های میل، پوپر، دوورژه، البیضاوی، و آثار Gorman، Lee، Mendis، Moore و اسناد WIPO، به بررسی این تعادل در نظام های حقوقی مختلف می پردازد و الگوی مطلوب سیاست گذاری را ارائه می دهد در این مقاله نتیجه کلی بدست آمده در خصوص مطلق یا مشروط بودن آزادی بیان اینگونه پاسخ داده شده است که: آزادی بیان نمی تواند مطلق باشد زیرا در دنیای واقعی، گفتار فرد تاثیر مستقیم بر حقوق، امنیت و منافع دیگران دارد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: آسایش طلب، محسن و میلانی شیروان، کامل،1404،آزادی بیان در ترازوی تعادل: تحلیل تطبیقی در حقوق بین الملل، فقه اسلامی و مالکیت فکری،شانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق،تهران،https://civilica.com/doc/2597403
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق30 بهمن 1404 · تهران