چکیده مقاله
در نظام های اقتصادی مدرن، رابطه میان مالکان و مدیران بر پایه اعتماد و تفویض اختیار بنا شده است؛ اما این رابطه به طور ذاتی با تضاد منافع همراه است مالکان و صاحبان سهام واحدهای تجاری و غیرتجاری، منابع را در اختیار مدیران می گذارند تا آن ها از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، انگیزش و کنترل، اهداف سازمانی را محقق سازند اما در غیاب نظارت موثر، این فضای اختیار می تواند به بستری برای قصور، تقلب، تبانی و تحریف گزارشات تبدیل شود همین واقعیت انکارناپذیر است که لزوم نظارت تخصصی و علمی بر عملکرد مدیران را به یک ضرورت اجتناب ناپذیر تبدیل کرده است بررسی عملکرد مدیریت، فعالیتی است که به منظور ارزیابی و تطبیق اعمال مدیران با وظایف راهبردی، استراتژیک و تاکتیکی واحد مورد رسیدگی طراحی و اجرا می شود این فرآیند در سطح بین المللی به عنوان ابزاری شناخته شده برای ارتقای مسئولیت پاسخگویی و بهبود مستمر عملکرد در بخش عمومی مطرح است چنان که شواهد موجود نشان می دهد، سازمان های متولی حسابرسی در بسیاری از کشورها با به کارگیری رویکردهای نوین عملکردی، گامی فراتر از حسابرسی مالی سنتی برداشته و به ارزیابی کیفیت فرآیندهای مدیریتی می پردازند در ایران، با وجود تصریح قانونی در مواد مرتبط از قانون دیوان محاسبات کشور مبنی بر لزوم اجرای حسابرسی عملکرد، این نظام هنوز به شکل کارآمد مستقر نشده است یکی از دلایل اصلی این عقب ماندگی، کیفیت نامناسب مدارک تحصیلی و نامربوط بودن رشته تحصیلی در بین مدیران سطوح بالا و حاکم بودن رویکرد غیرشایسته سالارانه در انتصابات مدیریتی است این وضعیت، کشور را در چرخه ای از افول اخلاق علمی و انحطاط اقتصادی قرار داده که برون رفت از آن نیازمند اراده ای جدی و ابزارهای نظارتی کارآمد است اصرار بر پنهان ماندن قصور، تقلب، تبانی و تحریف گزارشات مدیران در اجرای وظایف علمی و فنی مدیریت، در بلندمدت پیامدی جز هدر رفت منابع ملی و فرسایش ساختارهای اقتصادی نخواهد داشت نظریه مثلث تقلب که در دهه ۱۹۴۰ توسط دونالد کریسی مطرح شد، نشان می دهد که سه عامل فشار، فرصت و توجیه شرایط لازم را برای بروز تخلف فراهم می کنند؛ و بی تردید، ضعف نظارت عملکردی، قوی ترین عامل تقویت «فرصت» در این مثلث است بنابراین بررسی و افشای موارد ناکارآمدی مدیران، هرچند با مقاومت گروه هایی که از تداوم وضع موجود بهره مند می شوند مواجه باشد، برای نجات اوضاع نابسامان اقتصادی کشور گریزناپذیر است صفایی، حسابدار رسمی با این حال، بررسی تجربه دو دهه اخیر حسابرسی عملیاتی در ایران، حاکی از یک چالش دوگانه بنیادین است: از یک سو، برنامه های رسیدگی تخصصی که بر اساس وظایف ذاتی مدیران تدوین شده باشند، وجود ندارند؛ و از سوی دیگر، این فرآیند عمدتا توسط فارغ التحصیلان رشته حسابداری، و نه متخصصان علم مدیریت، انجام می شود نتیجه این ترکیب، تولید گزارش هایی است که بیشتر شبیه «حسابرسی رعایت» هستند تا ارزیابی واقعی عملکرد مدیریت؛ گزارش هایی که توفیق یا عدم توفیق مدیران در ایفای مسئولیت های اصلی شان را نه آشکار می کنند و نه می سنجند پژوهش حاضر با هدف تبیین علمی این شکاف و ارائه چارچوبی برای رفع آن تدوین شده است در این مقاله، ابتدا مفهوم و جایگاه حسابرسی عملیاتی در ادبیات داخلی و بین المللی بررسی می شود؛ سپس با تکیه بر آموزه های علم مدیریت، ضرورت تدوین برنامه های رسیدگی تخصصی برای هر یک از وظایف پنجگانه مدیریت برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، انگیزش و کنترل تشریح می گردد؛ و در نهایت، نقش اجتناب ناپذیر متخصصان علم مدیریت در اجرای این فرآیند مورد تاکید قرار می گیرد چرا که همان گونه که یک حسابدار نمی تواند ناظر فنی سازه های مهندسی باشد، ارزیابی عملکرد مدیران نیز نمی تواند بدون دانش تخصصی مدیریت، معنادار و اثربخش باشد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
در صورتی که می خواهید در اثر پژوهشی خود به این مقاله ارجاع دهید، به سادگی می توانید از عبارت زیر در بخش منابع و مراجع استفاده نمایید: زیاری، رضا و صفایی، علیرضا و کلوانی، سعید و اروجی، سمیرا،1404،بررسی لزوم تدوین برنامه رسیدگی در حسابرسی عملیاتی(ناکارآمدی حسابرسی عملکرد بدلیل عدم وجود معیار سنجش و عدم بکار گیری متخصصین حرفه مدیریت )،شانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق،تهران،https://civilica.com/doc/2597313
ارائهشده در
مجموعه مقالات شانزدهمین کنفرانس بین المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق30 بهمن 1404 · تهران