چکیده مقاله
کودکان حساس ترین و تاثیر پذیرترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و در مهم ترین سال های زندگی شان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصیتی، ذهنی، جسمی و اجتماعی آن ها شکل می گیرد تا زمانی که وارد شهر می شوند نیازمند این هستند تا زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضایی کودکانه و صمیمانه است از سال های 1881 میلادی به بعد، تلفیق نظریه های روانشناسی معماری با نظریه های یادگیری در خلق فضاهای مربوط به کودکان بیشتر مورد توجه قرار گرفت و محققان و طراحان با برقراری پیوند میان این دو به شاخصه هایی در حوزه های فضایی، روانی، فیزیکی و رفتاری دست پیدا نمودند آبراهام مازلو معتقد است که شکل گیری شخصیت بی تفاوت که درباره محیط حساسیت و کنجکاوی زیادی نداشته، با زندگی درگیر نشده و رغبتی به زیستن ندارد، حاصل ناکامی و شکست در ارضاء کنجکاوی های خودانگیخته و مشتاقانه دوران کودکی است، چراکه محیط اطراف شرایط ارضای حس کنجکاوی کودکان را فراهم نیاورده است در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از روش تحقیق توصیفی وهمبستگی و بهره گیری از یافته های روانشناسی و رفتار کودکان و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و فیش برداری به بررسی عناصر کالبدی معماری موثر بر کودکان و ایجاد تجربه در آن ها بپردازد نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که با بررسی عناصر کالبدی و توجه به روانشناسی کودک در محیط و به کارگیری آن ها در طراحی می توان به طراحی فضاهای محرک خلاقیت و ایجاد کننده فعالیت ذهنی و جسمی مفرح و ایمن دست یابیم
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ین آبادی، الهه و شرقی، علی و معتضدیان، فهیمه،1397،بررسی عوامل موثر بر معماری کودک محور با هدف افزایش تجربه در کودکان،سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در علوم و مهندس�
ارائهشده در
مجموعه مقالات سومین کنفرانس بین المللی پژوهش های کاربردی در علوم و مهندسی15 دی 1397