چکیده مقاله
در فلسفه غرب، به ویژه از قرن بیستم به بعد، نگاه به بدن تغییر کرده است دیگر بدن فقط یک شیء فیزیکی در نظر گرفته نمی شود، بلکه به عنوان یک سوژه ای که درک می کند و تجربه دارد شناخته می شود در این میان، پدیدارشناسی به عنوان یکی از جریان های مهم فلسفی، بدن را نه فقط «چیزی در جهان»، بلکه «راهی برای بودن در جهان» می داند این مقاله به بررسی و مطالعه مفاهیم هستی شناختی بدن زیسته در اندیشه موریس مرلو پونتی می پردازد او برای کنار زدن دوگانگی دکارتی جدایی بین ذهن و بدن بر این باور است که انسان نباید فقط به صورت یک ذهن خالص یا یک جسم صرف در نظر گرفته شود در هنر معاصر نیز، نمایش بدن دیگر مانند گذشته ایده آل و کلاسیک نیست، بلکه بیشتر به سوی تجربه های شخصی، جنبه های جسمانی و حتی صحنه های ناخوشایند کشیده شده است در میان مطالعات انجام شده پیرامون بدن در هنر معاصر، تعداد آثاری که به طور مشخص از پدیدارشناسی مرلو پونتی برای تحلیل آنها بهره گرفته باشند، بسیار محدود است لذا در نظرست با تکیه بر مفهوم بدن زیسته در فلسفه مرلو پونتی، به تحلیل آثار نقاش بریتانیایی جینی ساویل پرداخته تا از تطبیق مفاهیم فلسفی با فرم های بصری، نشان داده شود که بدن در نقاشی، هم تجربه گراست و هم تجربه شونده
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
واعظ پور، راحیل،1404،بدن زیسته و تجسد تجربه پیوندی میان پدیدارشناسی موریس مرلو-پونتی و آثار نقاشی جینی ساویل،هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 اردیبهشت 1405 · تهران