چکیده مقاله
انتقال قدرت در اسپانیا از رژیم استبدادی فرانسیسکو فرانکو به یک سیستم دموکراتیک میان سال های ۱۹۷۵ و ۱۹۹۰ به عنوان یک دوره محوری در تاریخ اسپانیا شناخته می شود مرگ ژنرال فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۷۵ پایانی بر چهار دهه حکومت استبدادی در اسپانیا بود آنچه به دنبال داشت، فرآیند پیچیده گذار از نظامی اقتدارگرا به دموکراسی بود که با تاثیر متقابل عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی و منطقه ای مشخص می شد دوره گذار شاهد ظهور طیف متنوعی از احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی بود که هر کدام برای شکل دادن به مسیر آینده اسپانیا با هم رقابت می کردند این احزاب از طریق مصالحه و اجماع، زمینه را برای یک نظام سیاسی کثرت گرا مبتنی بر اصول آزادی، برابری و پلورالیسم فراهم کردند علاوه بر این، فعالیت جنبش های اجتماعی مانند اتحادیه های کارگری، گروه های دنبال کننده حقوق زنان و سازمان های محیط زیستی نیز برای اصلاحات دموکراتیک و عدالت اجتماعی بیشتر تاثیرگذاربودند در این راستا سوال پژوهش حاضر عنوان می کند احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی چگونه به توسعه سیاسی اسپانیا کمک و چه نقشی در شکل دادن به چشم انداز سیاسی این کشور داشته اند در پایان پژوهش نتیجه گرفته می شود احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی در شکل دهی به این گذار مسالمت آمیز به دموکراسی نقش موثری داشته و با ایجاد تعادل در برابر قدرت دولت فرصت هایی را برای تغییر هنجار ها و ارزش های دموکراتیک و تقویت اصلاحات سیاسی پس از چهار دهه دیکتاتوری فرانکو ایجاد کردند
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�میعی، محمد،1404،گذار دموکراتیک اسپانیا (۱۹۷۵–۱۹۹۰): نقش احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی در پرتو نظریه های گذار قدرت،هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات نهمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 اردیبهشت 1405 · تهران