چکیده مقاله
هنر در طول تاریخ از بازنمایی امر واقع تا وانمایی پسامدرن تحول یافته است افلاطون هنر را تقلیدی فروتر از ایده های جاودانه می دانست، اما اختراع دوربین عکاسی و فناوری های دیجیتال این نظام را به چالش کشید والتر بنیامین با طرح «زوال هاله» نشان داد که بازتولید تکنولوژی، یکتایی و اصالت اثر را از بین می برد و ارزش نمایشی را جایگزین می کند ژان بودریار اما با مفهوم «وانموده» و «حادواقعیت»، معتقد است که نشانه ها خود واقعیت را می آفرینند و مرجع اولیه را محو می کنند این پژوهش با تحلیل تطبیقی این سه رویکرد، گسست پارادایمی از متافیزیک افلاطونی به پسامدرنیسم را بررسی می کند و پرسش هایی درباره تقدم اصل بر کپی و تاثیر تعداد کپی ها بر ماهیت اثر مطرح می سازد با ارجاع به هنر معاصر مانند آثار سیندی شرمن، این مطالعه خلا بررسی پیوند این نظریه ها را پر کرده و فهمی نو از اصالت در هنر دیجیتال ارائه می دهد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�ادقیان پیروز، نفیسه و طهوری، نیر و رضازاده، طاهر،1404،جستاری درباره مفهوم بازتولید پذیری هنر بر اساس دیدگاه دو نظریه پرداز والتر بنیامین و ژان بودریار و ارتباط آن از منظر افلاطون،هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر،تهران
ارائهشده در
مجموعه مقالات هفتمین کنفرانس بین المللی مطالعات مدیریت، فرهنگ و هنر31 شهریور 1404 · تهران