چکیده مقاله
یادگیری معکوس به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و معلمان قرار گرفته است این روش که به نوعی ساختار سنتی آموزش را وارونه می کند، بر این ایده استوار است که فعالیت های یادگیری نظری، نظیر مطالعه و مشاهده محتواهای آموزشی، در خارج از کلاس انجام می شود و زمان کلاس به فعالیت های تعاملی، بحث، حل مسئله و پروژه های عملی اختصاص می یابد در این مدل، دانش آموزان با آمادگی اولیه وارد کلاس می شوند و با همکاری معلم و هم کلاسی ها، محتوای یادگرفته شده را عمیق تر درک می کنند این تغییر ساختار، زمینه را برای تعاملات گسترده تر میان دانش آموزان و معلم فراهم می آورد و فرصتی را ایجاد می کند تا یادگیری فعال و معنادار در محیط کلاس اتفاق بیفتد فضای تعامل محور در کلاس درس، از عوامل کلیدی موفقیت در فرایند یادگیری محسوب می شود تعاملات موثر میان دانش آموزان، معلمان و محتوا باعث تقویت انگیزه یادگیری، بهبود درک مفاهیم و ارتقای مهارت های اجتماعی می شود در این راستا، یادگیری معکوس به دلیل ایجاد فضایی که در آن دانش آموزان فرصت بیشتری برای مشارکت در بحث ها، فعالیت های گروهی و تعامل با یکدیگر دارند، می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش ابتدایی ایفا کند هدف از این مطالعه، ارزیابی اثربخشی یادگیری معکوس در ایجاد فضای تعامل محور در کلاس درس ابتدایی است این پژوهش با تاکید بر مفهوم تعامل محوری، تلاش دارد تا تاثیر این روش بر کیفیت ارتباطات میان دانش آموزان، معلم و محتوای آموزشی را مورد بررسی قرار دهد همچنین، به بررسی چالش ها و فرصت های اجرای این روش در محیط کلاس درس ابتدایی پرداخته می شود تا بتوان راهکارهای موثری برای بهبود فرایند یاددهی یادگیری ارائه داد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
مرادی، مرتضی و هاشمی، فهمیه السادات،1400،ارزیابی اثربخشی یادگیری معکوس در ایجاد فضای تعامل محور در کلاس درس ابتدایی،اولین کنفرانس بین المللی مطالعات میان رشته ای علوم بهداشتی، روانشناسی، مدیریت و علوم تربیت�
ارائهشده در
مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی مطالعات میان رشته ای علوم بهداشتی، روانشناسی، مدیریت و علوم تربیتی10 مرداد 1400