چکیده مقاله
تعلیم و تربیت یکی از بنیادی ترین دغدغه های جوامع انسانی است و تلاش برای یافتن بهترین شیوه های پرورش ذهنی و اخلاقی کودکان همواره یکی از محورهای اصلی پژوهش های آموزشی بوده است در قرن بیستم، با ظهور رویکردهای نوین در فلسفه تعلیم و تربیت، توجه به توانایی تفکر فلسفی در کودکان به صورت جدی مطرح شد برنامه ی «فلسفه برای کودکان» نخستین بار توسط فیلسوف و متخصص تعلیم و تربیت، ماتیو لیپمن، در دهه ۱۹۷۰ پایه گذاری شد این رویکرد در پاسخ به ناکارآمدی نظام های سنتی آموزش تفکر شکل گرفت؛ نظام هایی که بیشتر بر انتقال اطلاعات تاکید داشتند تا پرورش مهارت های تفکر فلسفه برای کودکان برخلاف تصور عمومی که فلسفه را دانشی دشوار و مخصوص بزرگسالان می داند، بر این باور است که کودکان از توانایی های درونی برای طرح پرسش های بنیادین برخوردارند و می توانند با هدایت مناسب، به صورت عقلانی درباره مفاهیم اساسی زندگی بیندیشند این برنامه نه به منظور آموزش تاریخ فلسفه به کودکان، بلکه برای پرورش «فعالیت فلسفیدن» به عنوان یک کنش ذهنی سازمان یافته طراحی شده است در واقع، P۴C به دنبال ایجاد عادت های فکری مطلوب از طریق مشارکت در یک فرآیند جمعی کاوشگرانه است در این مقاله، با رویکردی تحلیلی توصیفی، ابعاد مختلف این برنامه بررسی خواهد شد
کلیدواژهها
نویسندگان
شیوه ارجاع
�بیبی، جاوید،1405،فلسفه برای کودکان،دومین کنفرانس بین المللی فلسفه، تعلیم و تربیت و علوم ورزشی،تهران
ارائهشده در
پانزدهمین کنفرانس ملی مدیریت و تجارت الکترونیک31 شهریور 1405 · تهران